محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

105

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آن است كه چيزى در زمانى خاص پديد آيد ، در همان زمان پديد خواهد آمد و هيچ تقديم و تأخيرى در آن راه نمىيابد و از لحاظ عقلى مانعى نيست كه اراده ازلى خداوند بر ايجاد اشياء در زمان‌هايى خاص تعلق گرفته باشد . شايسته است به واژه « لأوقاتها » توجه شود كه اشاره به خلقت تدريجى جهان و در زمانهاى متفاوت دارد ؛ همچنين تمام موجودات در وجود خود و استمرار حيات خويش ، به اراده مستقيم خداوند و يا اراده با واسطه او در اسباب طبيعى ، نيازمند هستند و طبيعت و محيط زيست ، تنها به اشياء ، شكل و قالب مىدهند و آنها را خلق و ايجاد نمىكنند . تجربه‌هاى دانشمندان علوم طبيعى نيز اين باورها را به اثبات رسانده است . « 1 » ( و لاءم بين مختلفاتها ، و غرّز غرائزها ، و ألزمها أشباحها ) كيهان از بخشها و عناصر متعدد و متفاوتى از لحاظ جوهر وجودى و وظايف تشكيل شده است ؛ ليكن همه آنها با يكديگر هماهنگ بوده و پيوند خورده‌اند . به عنوان مثال حقيقت روح و همچنين آثار آن با جسم متفاوت است ؛ ليكن هيچ كدام از آنها نمىتوانند وظيفه خود را به درستى انجام دهند ، مگر اين كه با هم پيوند خورند . همين امر در مورد اعضاى متفاوت بدن نيز صادق است و هيچ كدام از اندامها و اعضاى بدن بدون پيوند با هم و همكارى با يكديگر ، توانايى انجام وظيفه خود را ندارند . در نگاهى كلى به تمام كائنات ، پيوندى چند وجهى ميان آنها ديده مىشود و همين پيوند طبيعى است كه آنان را در مسير مناسب قرار داده و هدف مورد نظر از آفرينش آنها را محقق مىسازد .

--> ( 1 ) . نك : التكامل في الاسلام ، احمد امين العراقى : 2 / 103 .