محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
102
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
جايى ديگر مىگويد : « پيش از آن كه آخر باشد ، اوّل است و قبل از آنكه باطن باشد ، ظاهر است . هر واحد و تنهايى جز او ، اندك است . » « 1 » آفرينش مخلوقات ( 7 - 8 ) « أنشأ الخلق إنشاء و ابتدأه ابتداء ، بلا رويّة أجالها ، و لا تجربة استفادها ، و لا حركة أحدثها ، و لا همامة نفس اضطرب فيها . ( 7 ) أحال الأشياء لأوقاتها ، و لاءم بين مختلفاتها ، و غرّز غرائزها و ألزمها أشباحها ، عالما بها قبل ابتدائها ، محيطا بحدودها و انتهائها ، عارفا بقرائنها و أحنائها . ( 8 ) » ترجمه خلقت را آغاز كرد و موجودات را بدون الگو و نمونه بيافريد ، بدون نياز به فكر و انديشهاى ، يا استفاده از تجربهاى ، بىآن كه حركتى ايجاد كند و يا طمعورزى يا ترس از چيزى ، او را بر اين كار انگيخته باشد . براى پديد آمدن موجودات ، وقت مناسبى قرار داد و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد و در هر كدام ، غريزه خاص خودش را قرار داد و غرائز را همراه آنان گردانيد . خدا پيش از آن كه موجودات را بيافريند ، از تمام ريزهكاريها و جوانب آنها آگاهى داشت و حدود و پايان آنها را مىدانست و به اسرار درون و بيرون پديدهها ، آشنا بود .
--> ( 1 ) . « أوّلا قبل أن يكون آخرا ، و يكون ظاهرا قبل أن يكون باطنا ، كلّ مسمّى بالوحدة غيره قليل » .