الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : منفرد )

28

گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى )

محمد مىگويد : سپس پدرم استنجاء « 1 » كرد ، آن‌گاه گفت : اللّهمّ حصّن فرجي ، و اعفّه ، و استر عورتي ، و حرّمني على النّار . « خدايا ! ناموس مرا حفظ كن و آن را عفيف قرار داده و عورتم را بپوشان و مرا بر آتش حرام كن » . آن‌گاه مضمضه كرد و گفت : اللّهمّ لقّنّي حجّتي يوم ألقاك ، و أطلق لساني بذكرك ( بذكراك ) . « خدايا ! آن‌روز كه تو را ملاقات مىكنم ، به من بياموز آنچه را كه بايد بگويم و زبانم را به ذكر خود گويا فرما » . سپس استنشاق كرد و گفت : اللّهمّ لا تحرّم عليّ ريح الجنّة ، و اجعلني ممّن يشمّ ريحها و روحها و طيبها . « خدايا ! مرا از استشمام بوى بهشت محروم مگردان و از كسانى قرار ده كه از بوى خوش و لذات آن بهره‌مند مىگردند » . بعد صورت خود را شست و گفت : اللّهمّ بيّض وجهي يوم تسودّ فيه الوجوه ، و لا تسوّد وجهي يوم تبيضّ فيه الوجوه .

--> ( 1 ) - استنجاء : پاك كردن مخرج غائط .