الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
836
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
رسد ، به موافق ضابطه بايد ساقين مثلث بلندتر از عمود باشند . چه آنها هردو وتر قائمه و عمود وتر حادتين است . حالكه هرسه از محيط به مركز رسيدهاند ، مساويند ، پس مستلزم آن است كه موضع اتّصال منقسم شود . 2097 - دوستان حقيقى خير إخوانك المشارك في الم * رّ و أين الشريك في المرّ أينا ؟ الذي إن شهدت سرّك في الحي * يّ و إن غبت كان سمعا و عينا أنت في معشر إذا غبت عنهم * بدّلوا كل ما يزينك شينا و إذا ما رأوك قالوا جميعا * أنت من أكرم البرايا علينا ما أرى في الأنام ودّا صحيحا * صار كل الوداد زورا و مينا ( از بشّار در اخوانيات ) * * * بهترين برادران تو آن كسى است كه تو را در تلخىها يارى و مشاركت نمايد و كجاست آن يار و برادر ؟ كسىكه هرگاه تو باشى محرم تمام اسرار تو باشد و هرگاه غايب شوى و پنهان ، همانا گوش و چشم تو باشد و تمامى اخبار ديده و شنيده را دربارهء سرّت به تو برساند . درحالىكه تو در جمعى هستى كه هرگاه از آنها دور شوى هرخوبى و صفت عالى تو را تبديل به بدى و صفات پست مىنمايند . و هرگاه تو را ببينند همگى با هم به تو مىگويند : همانا تو از كريمترين و بهترين خلق خداوند هستى و بر ما بسيار خوبى روا داشتهاى . و در اين مردم هيچگاه دوستى واقعى نديدم و همهء دوستىها ، مكر و حيله و دروغ شده است . 2098 - رجعت به خير و خوبى يكى از اعراب گفت : اگر بميرم مرا كجا برند ؟ گفتند : به نزد حقتعالى . گفت : بهبه ! مرا از رفتن به نزد آنكس كه به جز خير چيزى مشاهده نشود ، كراهتى نيست . * و پيرامون اين معنى را « ابو الحسن تهامى » در مرثيهء پسر خود گفته ، جايىكه مىگويد : أبكيه ثمّ أقول معتذرا له * وقفت حيث تركت ألأم دار جاورت أعدائي و جاور ربّه * شتّان بين جواره و جواري * * *