الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
817
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
همواره انسان عاقل گرفتارىهايش را قبل از اينكه بيايند تصوّر مىكند و آنها را در مقابل چشمانش مجسم مىكند . پس اگر ناگهانى بر سر او فرود بيايند او را نخواهند ترساند ؛ زيرا از قبل براى آنها آماده بود . او با ديده عقل مىبيند كه همواره كارها به اينجا ختم مىشود پس آخر را اوّل قرار داده . و انسان جاهل و نادان همواره در روزگار خوشى در امنيت و راحتى به سر مىبرد و فكر آينده را نمىكند و گرفتارىها و مشكلات ديگران را به ديده عقل نمىنگرد . پس هرگاه زمان تغييرات روزگار به او رخ بنماياند و بعضى از گرفتارىهاى ساده به او روى بياورند او را از پاى درخواهند آورد و از مسير حق دچار لغزش مىشود . 2026 - پيرى و نداى رفتن إلام تجر اذيال التصابى * و شيبك قد نضى برد الشباب بلال الشيب في فوديك نادى * بأعلى الصوت حيّ على الذهاب ( از ديوان منسوب به امير مؤمنان عليه السّلام ) * * * تا چههنگام مىخواهى پيراهن جوانى را به تن كنى و خود را به جوانى و شوخى بزنى درحالىكه موهاى سرت رنگ سرد پيرى را به خود گرفت . مؤذن و بلال پيرى در دو طرف سرت با صداى بلند ندا درمىدهد : به پا خيز براى رفتن و مهيّا باش براى مردن . « 1 » 2027 - بىنيازى در تلاش كدّ كدّ العبد إن أحبت أن تصبح حرّا * و اقطع الآمال عن مال بنى آدم طرّا لا تقل ذا مكسب يزرى فقصد الناس أزرى * أنت ما استغنيت عن غيرك أعلى الناس قدرا ( از ديوان منسوب به امير مؤمنان عليه السّلام ) * * * همانا تلاش كن ( چون ) تلاش بندگان ؛ اگر دوست دارى همواره آزاد و مستقل باشى و آرزوى خود را از پول و ثروت مردمان بهطوركل قطع كن و به اميد دارايى هيچكس نباش . و هيچگاه حرفهاى را مسخره و سخت ندان زيرا گدايى و رفتن به در خانه مردم بسيار سختتر و مسخرهتر است . همانا اگر تو از ديگران
--> ( 1 ) . اين شعر ادامه بسيار زيبايى دارد كه رجوع شود به ديوان منسوب به امير المؤمنين .