الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

794

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

اعداد نود و پنج كه معادل هم بودند ، مشترك را ساقط نموده ، بيست و چهار شىء در معادل هفتاد و دو عدد باقى ماند . اعداد را نيز بر اشيا تقسيم نموديم ، خارج‌قسمت سه عدد بود . فهو المجهول عمل بدان چنان‌چه سائل گفته : سه عدد را مضاعف كن و يكى بر آن بيفزا و مجموع را در سه ضرب نموده ، بر حاصل‌ضرب دو عدد اضافه كن و در چهار ضرب كرده ، بر حاصل سه عدد بيفزا ، نود و پنج مىشود . عمل عكس ؛ از نود و پنج سه عدد كم گير و باقى را بر چهار تقسيم نما و از خارج‌قسمت دو عدد نقصان كن ، بقيّه را بر سه تقسيم نموده ، از خارج‌قسمت يكى را منقّص دار و باقى را تنصيف كن ، سه عدد مىماند . هو المطلوب و بالخطا ، اين اوّل مجهول را به دو فرض كرديم . مفروض دو و خطاى اوّل ، بيست و چهار ناقص ، ثانيا مجهول را به پنج فرض نموديم . مفروض ثانى ، پنج و خطاى ثانى ، چهل و هشت زايد مفروض اوّل را خطاى ثانى ضرب كرديم . مقصود كه نود و پنج است ، حاصل گردد . اين محفوظ اوّل بود كه موافق آمد ، لكن از محفوظ ثانى كه ضرب پنج اندر بيست و چهار باشد ، يكصد و بيست به عمل مىآيد . پس كه خطاين در ازدياد و تناقص مختلف بودند . محفوظين را كه دويست و شانزده باشد ، بر خطاين كه هفتاد و دو بود ، تقسيم نموديم . خارج قسمت سه شد . فهو المطلوب . 1952 - جاودانگى و مرگ أقول لها و قد هاجت و ماجت * من الأعداء ويحك لا تراعي فإنّك لو سئلت بقاء يوم * على الأجل الذي لك لن تطاع فصبرا من سبيل الموت صبرا * فما نيل الخلود بمستطاع سبيل الموت غاية كلّ حيّ * و داعيه لأهل الأرض داعي و من لا يغتبط يسأم و يهرم * و تسلمه المنون إلى انقطاع و ما للمرء خير في حياة * إذا ما عدّ من سقط المتاع ( قطرى بن فجاة ) * * * به او مىگويم در آن هنگام كه به هيجان آمد و همچون دريا موج‌زنان شد بر حذر باش كه به دشمنان هيچ‌گاه رحم و مروّت نشان نده ! پس همانا اگر از مرگ ، يك روز فرصت بخواهى ، هرگز از تو اطاعت و فرمانبرى نمىنمايد . پس همواره بر راه مرگ صبر كن ! زيرا آرزوى جاودانگى غيرممكن و نشدنى است . پس راه مرگ ، انتهاى مسير هرزنده‌اى است و مردم زمين را بدون خشكى فرا