الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

779

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1913 - رويگردانى از ظالم منصور ، به شيخ « سفيان ثورى » رسيده ، گفت : اى شيخ ! چرا گاهى به ملاقات ما قدم رنجه نمىدارى ؟ گفت : حق سبحانه و تعالى مرا از نشستن با امثال شما ممنوع داشته و فرموده : لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ « 1 » نوبتى منصور وى را احضار نموده ، گفت : آن‌چه طلب كنى از تو مضايقه ندارم . گفت : همينم طلب است كه تا خود نيايم ، مرا نخواهى و تا چيزى نخواهم ، بر من نفرستى و سپس بازگشت . منصور گفت : ما دانشمندان بسيار را دانه بيفكنديم ، برچيدند جز سفيان ثورى . 1914 - نياز و بىنيازى ارسطو گفته : بىنيازى در غربت ، وطن است و فقر در وطن ، غربت . 1915 - فقر و غربت شاعرى اين قول ارسطو را گرفته و چنين سروده : الفقر في أوطانه غربة * و المال في الغربة أوطان * * * همواره فقر و ندارى در شهر و ديار ، غربت است و دارايى در ديار غربت مايهء آشنايى توست . 1916 - عاشق بىخبر قالت و قد فتشّت عنها كل من * لاقيته من حاضر أو بادي أنا في فؤادك فارم طرفك نحوه * ترني فقلت لها و أين فؤادي ؟ و لكم تمنيت الفراق مغالطا * و احتلت في استشار غرس ودادي و طمعت منها في الوصال لأنّها * تبني الأمور على خلاف مرادي ( باخزرى ) * * * به من گفت [ آن معشوقه ] درحالىكه من تمامى افرادى را ديديم از او جويا

--> ( 1 ) . سورهء هود ، آيهء 113 . ( و به كسانىكه ستم كرده‌اند تمايل نشان ندهيد كه آتش [ دوزخ ] شما را مىگيرد . . . ) .