الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

768

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1892 - بهترين شهر شهرى تو را از شهر ديگر بهتر نيست ، بهتر شهر آن است كه تو را در آسايش دارد . 1893 - ضمير غايب امام فخر رازى در « اربعين » مذكور ساخته ؛ در اين‌كه ضمير راجع به نكره باشد ، نكره است يا معرفه ؛ اختلاف نموده‌اند . بعضى گفته‌اند : نكره است و مدلولش مثل مدلول مرجوع اليه است و مرجوع اليه در جائنى رجل و ضربته نكره و تعريف و تنكير نيز به اعتبار معنى است . پس واجب است كه راجع هم نكره باشد و قومى از نحويان گفته‌اند : معرفه است و دليل بر تعريف ، اين‌كه هاى « ضربته » چون معنى رجل شايع بين الافراد نيست ، چه دليل به رجل جايى مىكند نه بر رجل مطلق و آن‌چه اين اختلاف را تحقيق نمايد ، اين است كه تو گويى جائنى رجل و بعد از آن نيز گويى « اكرمنى ذلك الرجل » و مقصود تو سواى رجل نبوده و در تعريف « الرجل » خلافى نيست . پس چون هردو به يك معنىاند ، بايد ضميرى كه معرفه باشد ، به او راجع شود . از اين تعريف ، جواب شبهه و زعم آن‌كه گفته : ضمير غايب نكره و مدلولش چون مدلول مرجوع اليه است ، معلوم مىشود . 1894 - صدقه سخنى نيكو نيز صدقه است . 1895 - صدقه به اقوام صدقه به خويشان ، هم پيوند است و هم صدقه . 1896 - هديه در حديث آمده : هرگاه هديه از در وارد شود ، امانتدارى از روزن بيرون رود . 1897 - تلاش عاقلانه عاقل آن است كه پيش از آن‌كه كار از دست شود ، امروز بهر فردا بكوشد .