الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

880

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

فرض كفايه است . چه ممكن است كه ساحرى ادّعاى نبوّت كند . بايد يكى در امّت باشد كه به بطلان آن پردازد و هم مىدانيم در بعضى از سحر قتل مترتّب است . وجود كسىكه ساحر را به علم سحر قصاص نمايد ، از لوازمات است . سحر دو قسم است ؛ حقيقى و غيرحقيقى و اخذ بالعيون به غير حقيقى محسوب است و سحرهء فرعون هردو را به عمل آورده‌اند ، لكن غيرحقيقى را بيشتر و حقيقى را بعد از آن كرده‌اند . چنان چه آيهء كريمهء سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ « 1 » اشاره به غيرحقيقى و آيهء كريمهء وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ « 2 » اشاره به حقيقى است . چون اسباب آن به سبب خفا مجهول و از اجماع ظنون در طريق آن اختلاف به هم رسيد ، طريق اهل هند در تحصيل علم آن تصفيهء نفس و تجريد وى از شواغل مدينه به قدر طاقت بشرى است . چه رأى ايشان آن است كه : اين آثار از نفس بشرى صادر مىشوند و متأخّرين فلاسفه و طايفهء اتراك هم تابع رأى ايشانند و طريق نبط در وقت مختار عمل اشيايى است از دعا و دود و عزيمهء مناسب غرض و مطلوب باشند و آن اشيا گاهى متمثّل و متنقّش مىشوند و گاهى مكتوباتى است كه در خاك ، آن‌ها را پنهان مىنمايند و يا در آب مىافكنند و يا در هوا معلّق مىدارند و يا در آتش مىاندازند و گاهى گره‌اى به ريسمانى مىزنند و بر آن مىدمند و اين رقيه به جانب كواكب فاعل غرض و مطلوب تضرّع و ابتهال است و دود عقاقير را منسوب به آنها مىدانند و اعتقاد ايشان اين‌كه : اين تأثير محض از كواكب مىباشد و طريق اهل يونان ، تسخير روحانيان افلاك و كواكب و طلب نزول قواى آن‌هاست كه در نزد ايشان وقوف كنند و تضرع به جانب آن‌ها نمايند . چه اعتقاد ايشان چنين است كه روحانيان افلاك و كواكب مظهر آثارند ، نه اجرام آن‌ها و قدماى فلاسفه نيز بر اين رأىاند و طريق عبرانى و قبط و اعراب اعتقاد بر ذكر اسماى « مجهولة المعانى » است كه گويا آن اسماء اقسام و اعتصام و عزايم‌اند كه آن‌ها را به ترتيب خاص مرتّب كرده و به حاضر با آنها خطاب مىكنند . چنين مىپندارند كه اين تأثير از جنّ و اين اقسام مسخّر ملايكه و ملايكه هم حكم قاهر بر جنّ دارند و هم در اين كتاب است كه نيز نجات اظهار خواص امتزاجات و مانند آن است . « نيرنج » معرب « نورنگ » است ؛ يعنى رنگ جديد و بعضى آن را به سحر شمرده‌اند و حق اين است كه اين افعال شعبده‌اند و نبايد در عدد علم معدود شوند و هم‌چنين برخى ديگر غراين آلات و اعمال موضوع بر امتناع خلاء را به سحر

--> ( 1 ) . سورهء الاعراف ، آيهء 116 . ( . . . مردم را چشم‌بندى كردند . . . ) . ( 2 ) . همان . ( . . . و آن‌ها را ترساندند و سحر بزرگى آوردند . )