الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
90
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
نخواهد داد مگر لبان نمكين او . 150 - شرح لغت « نفس » صاحب قاموس در بيان لغت نفس در قول پيامبر صلّى اللّه عليه و إله « 1 » گفته است : « نفس » : اسم مصدر و در موضع مصدر حقيقى وضع شده است و از « نفس » تنفيسا يا فرج تفريجا آمده است و به معناى خود يا به معنى « فرج » است . معنى حديث اين است كه « نفس » ، مزيل كروبت ، منزل باران و مذهب قحط است و مناسبت ذكر قبل باليمن نيز اين است كه حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله ، نصرت و فرج را در مدينه و از اهالى مدينه يافت كه يمانى بودند . 151 - سياست و زيركى حكايت كنند : روزى يكى از غلامان خاص ، طعام را پيش خسرو « 2 » گذاشت . اندكى از طعام از ظرفى بر سفره ريخت . صولت شاهى و قهر و غضب شاهنشاهى ، از صدور آن حركت به قتل او فرمان داد . غلام كه بسيار تيزهوش و باادراك بود ، مجموع ظروف را ريخت . شاه را شعلهء قهر و غضب دو چندان گرفت و : زد بر او بانگ : كاى تباه سِيَر * چيست عذر تو از گناه بَتَر ؟ غلام پيشانى مسكنت بر زمين نهاده ، گفت : چون صولت غضب شهريار آفاق ، بر مقتضاى قتل من گرويد ، انديشيدم هرگاه جرم اين باشد كه اندكى از طعام از ظرفى ريخته باشد ، هر آينه قتل من مشتمل بر نقض مروّت شهريارى و انعدام عدالت تاجدارى خواهد بود ؛ پس همان به كه به خطاى عظيمى در بين مردم ، مستوجب قتل و سياست باشم ، بر آن افزوده كه از كشتن من ، نقضى در مروّت و عدالت شهريارى به هم نرسد . خسرو را اين حديث كه از منبع طبع چون آب روان غلام سر زده منطقى ديده ، قهر و غضب او فرو گذاشت ، او را عفو كرد و از كشتن وى درگذشت .
--> ( 1 ) . المجازات النبوية ، ص 57 . ( قال نبى صلّى اللّه عليه و إله : لا تسبوا الريح فانها من نفس الرحمن و أجد نفس ربكم من قبل اليمن ) . ( 2 ) . منظور « انو شيروان ساسانى » است .