الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
651
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
بر وى عارض شدى آن را كه به هوس نزديك بود ، ترك و ديگرى را اختيار مىكرد . پس اى مرد ! اگر مرد خدايى ، بايد اين اخلاق را راغب شوى و اگر تمامى را هم نتوانى به عمل آورى ، شروع در قليلى بهتر از ترك تمامى آنهاست . 1555 - مردمشناسى « كميل ابن زياد » گفت : امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام دست مرا گرفت و به بيابان برد ، چون به صحرا رسيد آهى دراز كشيد و گفت : اى كميل ! اين دلها آوندهاست ، و بهترين آنها نگاهدارندهترين آنهاست . پس آنچه تو را مىگويم از من به خاطر دار : مردم سه دستهاند : دانايى كه شناساى خداست ، آموزندهاى كه در راه رستگارى كوشاست ، و فرومايگانى رونده به چپ و راست كه درهم آميزند ، و پى هر بانگى را گيرند و با هر باد به سويى خيزند : نه از روشنى دانش فروغى يافتند و نه به سوى پناهگاهى استوار شتافتند . كميل ! دانش به از مال است كه دانش تو را پاسبان است و تو مال را نگهبان . مال با هزينه كردن كم آيد ، و دانش با پراكنده شدن بيفزايد ، و پروردهء مال با رفتن مال - با تو - نپايد . اى كميل پسر زياد ! شناخت دانش ، دين است كه بدان گردن بايد نهاد . آدمى در زندگى به دانش طاعت - پروردگار - آموزد و براى پس از مرگ نام نيك اندوزد ، و دانش فرمانگذارست و مال فرمانبردار . كميل ! گنجوران مالها مردهاند گرچه زندهاند ، و دانشمندان چندانكه روزگار پايد ، پايندهاند . تنهاشان ناپديدار است و نشانههاشان در دلها آشكار . بدانكه در اينجا ( و به سينهء خود اشارت فرمود ) دانشى است انباشته ، اگر فراگيرانى براى آن مىيافتم . آرى يافتم آن را كه تيز دريافت بود ، ليكن امين نمىنمود ، يا دين دنيا مىاندوخت و به نعمت خدا بر بندگانش برترى مىجست ، و به حجّت علم بر دوستان خدا بزرگى مىفروخت . يا كسى كه پيروان خداوندان دانش است ، اما در شناختن نكتههاى باريك آن او را نه بينش است . چون نخستين شبهت در دل وى راه يابد درماند - و راه زدودن آن را يافتن نتواند - ؛ بدان - كه براى فراگرفتن دانشى چنان - نه اين درخور است و نه آن . يا كسى كه سخت در پى لذت است و رام شهوت راندن يا شيفتهء فراهم آوردن است و مالى را بر مال نهادن . هيچ يك از اينان اندك پاسدارى دين را نتواند و بيشتر به چارپاى چرنده ماند . مرگ دانش اين است و مردن خداوندان