الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

649

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

در كردار اندك‌اند . در مورد آن‌چه فنا پذيرد ، با ديگران هم‌چشمى كنند و در آن‌چه باقى مىماند ، آسان‌گيرى كنند . غنيمت را غرامت و غرامت را غنيمت دانند . از مرگ بيم دارند ، امّا به چاره نپردازند . گناه ديگرى را كه بزرگ‌تر از آن را بر خويش كوچك شمارند ، بر وى بزرگ دانند و طاعت خويش را كه بزرگ‌تر از آن را بر ديگرى كوچك دانند ، بر خود بزرگ شمرند . مردمان را طعنه زنند و بر خويشتن عيب‌پوشى كنند . لهو با توانگران به نزد ايشان به از ذكر با تهيدستان . به سود خود بر ديگرى چنان حكم مىكنند كه به سود ديگرى بر خود چنان حكم نكنند . ديگران را ره مىنمايند و خويشتن را گمراه مىسازند . اطاعتشان كه كنند ، سركشى همى كنند . نصيب خويش به تمام گيرند و نصيب ديگران ندهند و بر مردم به چيزى جز خداى ترسند و از خداى بر مردمان نترسند . جامع « نهج البلاغه » گفته : همين مختصر ، موعظتى گوارا و حكمتى بالغ و بصيرتى بهر بيننده و بينندهء متفكّر را عبرتى كافى است . 1547 - برخورد با برادر نيز از فرموده‌هاى امير مؤمنان عليه السّلام است : برادرت را به نيكوكارى به وى سرزنش كن ! و بدىاش را با انعام ، به وى بازگردان ! 1548 - صفات دست « يونس نحوى » گفته : در اصطلاح عرب دست را سه صفت قرار داده‌اند ، يد بيضا ، يد خضرا ، يد سودا . يد بيضا ، شروع به احسان كردن و يد خضرا ، مكافات بر احسان و يد سودا ، منّت نهادن از احسان است . 1549 - شايسته‌ترين يكى از حكما گفته : شايسته‌ترين كسى كه از كبر و عجب مبرّا باشد ، آن است كه در دنيا جليل القدر و عظيم الخطر است ؛ چه از علوّ همّت هر بسيارى را كم و هر بزرگى را كوچك مىپندارد . 1550 - مخارج كسرهاى نه‌گانه مخارج كسرهايى را كه حرف « عين » ( مثل : ربع ، سبع ، تسع ، عشر ) ، در آن مىباشد ، در يكديگر