الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

626

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1514 - بىاقبال لئن رحت مع فضلي عن الحظ خاليا * و غيري على نقض به قد غدا حالي فإنّي كشهر الصوم أصبح عاطلا * و طوق هلال العيد في جيد شوال ( ناشناس ) * * * اگر با تمام دانش خود خالى از بخت و اقبال هستم و به ثروتى دست نيافتم در حالى كه ديگران با تمام نادانى خود به همه‌چيز دست يافتند . پس من مانند ماه رمضان هستم خالى از اقبال درحالىكه هلال عيد برگردن شوال قرار گرفته است . 1515 - حكمت عاشقى و ربّ مليح لا يحبّ و ضده * يقبل منه العين و الخد و الفم هو الجد خذه إن أردت مسلما * و لا تطلب التعليل فالأمر مبهم ( ابن سناء الملك ) * * * و چه‌بسا نمكينى كه مورد مهر و عشق كسى قرار نمىگيرد و شخصى بر خلاف او چشم و خال و دهانش مورد قبول واقع مىشود . همانا اين واقعيت است كه هيچ شكى در آن نيست و هيچ‌گاه به دنبال علت نباش ! زيرا همواره اين مطلب مجهول است . 1516 - ثروتمند و فقير لو انّ بالحيل الغنى لوجدتني * بنجوم أفلاك السماء تعلقي لكن من رزق الحجى حر العنى * ضدان مفترقان أي تفرق فإذا سمعت بأنّ محروما أتى * مآء ليشر به فغاض فصدق أو أنّ محظوظا غدا في كفه * عود فأورق في يديه فحقق ( شافعى ) * * * همانا اگر ثروتمندى با تدبير و مكر و حيله بود پس تو مىديدى كه به ستارگان آسمان آويزان مىشدم . ولى آن‌كه صاحب علم و حكمت باشد همواره از