الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
613
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1479 - تمثيل تهامى لغو كحرف زيد لا معنى له * أو واو عمرو فقدها كوجودها * * * او مانند « زيد » بىفايده و عبث است مانند نون « زيد » يا واو « عمرو » كه نبودش مانند بودنش مىباشد . « صفدى » بعد از ايراد اين اشعار گفته : « جاحظ » چنين پنداشته كه « عمرو » سليسترين اسماست كه اسم وى را مظلوم ذكر كرده ، چه مقصود به اين تسميّه آن داشته ، « واوى » كه از حروف او نيست ، به او لاحق ساختهاند . لكن اين معنى با فكر وى مناسبتى ندارد . « شيخ بهايى رحمهم اللّه » گفته : اگر « جاحظ » ، « عمرو » را به اين وجه كه در اكثر امثله و علوم به مضروب و مقتول مذكور است ، مسمّى به مظلوم نمودى ، به از آن دليل بود كه بر صفحهء خاطرش رسم شده ، چنانكه « سيف الدّولهء اسفرانكى » در يكى از مدايح گفته : از زدن زيد و عمرو در نمط نحو * لطف بيان تو برگرفته الم را و شايد نظر به مطلبى داشته كه به خاطر ما نرسيده است . 1480 - دنياى پرزرق و برق دنيا را گاهى پير و گاهى جوان خوانند . تسميّهء دنيا به جوان و پير به اين معنى كه تعلّق به آن دارد ، حقيقى و به اين معنى كه تعلّق به غير خود دارد ، مجازى است . معنى اوّل اينكه از به دو ظهور بنى نوع انسان تا عصر حضرت ابراهيم خليل اللّه ، آن را جوان و از عهد حضرت ابراهيم تا عصر حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله به ميانسال و از عهد حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله تا روز واپسين پيرزن نامند و معنى دوم كه مشير به وجه مجازى است ، اينكه به نسبت هر ملّتى و هر دولتى و هر فردى در به دو حال جوان و در آخر پيرزن گويند و قول معزّى كه در رسالهء خود خطاب به دنيا گفته : سو أتني غانية * فكيف بك عجوزا فانية ؟ * * * زن زيباروى و خوشپوشى مرا بيزار نمود پس چگونه است پيرزن فرتوت ؟ ( مىتواند اشاره به دنيا باشد كه پيرزنى است كه همواره لباس عروس پوشيده ) . 1481 - ماه تمام از اصطلاحات عرب است كه مىگويند : به « واوات » افتاده ، يعنى از بيست گذشته ، بدون « واو