الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

593

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1435 - ياد يار كم ليلة فيك وصلنا السرى * لا نعرف الغمض و لا نستريح و اختلف الأصحاب ماذا الذي * يزيل من شكويهم أو يريح فقيل تعريسهم ساعة * و قيل بل ذكراك و هو الصحيح ( شيخ علّامه تقى الدّين دقيق العبد ) * * * چه شب‌ها كه تا صبح براى وصل تو بيدار بوديم نه چشم بر هم زديم و نه راحتى را فهميديم . و اصحاب همگى شكايت كردند كه چه چيزى مىتواند شكايت و ناراحتى ما را از بين ببرد . بعضى گفتند : براى آنان همسرانى بگزينيد و بعضى گفتند : ياد تو و اين همان مطلب صحيح است . * « صلاح الدّين صفدى » گفته : تقى الدّين در اين شعر ، منتهاى فصاحت و بلاغت را به كار برده ، تو گويى طريق فقها را به هنگام مباحثه در ذكر اختلاف مستعمل داشته كه مىگويند : قيل كذا و قلت كذا و هو الصحيح و يا امام الحرمين است كه مسأله‌اى كه در بين اصحاب ، خلافى در آن باشد به ميان آورده ، به دليلى كه در نزد خود آن را موجّه دارد و رأى خود را بر ديگران ترجيح دهد و يا پندارى كه در حلقهء تدريس و در بحث ، مسألهء خلافى است كه در اختلاف اصحاب مزيل تعب و مقاسات شاقهء ايشان گشته و ذكر ممدود گفته و نصّ بر صحّت آن نموده و ادراك نكات اين نظم غير شيخ را ميسّر نشده : فلم تك تصلح الا له * و لم يك يصلح الا لها * * * پس فقط شايستگى او را دارد و فقط او شايسته آن است . « 1 » 1436 - فصاحت نودعهم و البين فينا كأنه * قنا ابن أبي الهيجاء في صدر فيلق ( ابو طيب ) * * * با آن‌ها وداع مىنماييم و فراق بين ما مثل نيزه پسران صاحبان جنگ و غوغا در صدر و مقدمه لشكر است . ( فراق مثل بلندترين نيزه در بين ما فاصله مىاندازد . )

--> ( 1 ) . [ اين عبارت شعر نيست بلكه فقط تعريف و مدح شاعر قبلى است كه در بين كلام واقع شده ] .