الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
580
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1404 - حلم به ظالم يكى از صوفيه را گذار به جانب مصلوبى كه حجاج به صلب وى فرمان داده بود ، افتاده گفت : اى خدا حلم تو بر ظالم ضرر به مظلومان رسانيد . اتّفاقا شبى آن صوفى صافنهاد پاكاعتقاد ، در خواب ديد كه شور قيامت هويدا گشته ، وى را به بهشت بردند . چون نيك ملاحظه نمود ، مصلوب مظلوم را در آنجا ديد ، در آن هنگام ، ندايى به سمعش دررسيده كه حلم من به ظالم ، مظلوم را به اعلى عليين مىرساند . 1405 - عاقبت ستمگر نقل است : « احمد بن طوطون » را ظلم از حدّ متجاوز شده ، استغاثه به « سيّدهء نفيسه » بردند . سيّده رقعهاى نوشت و در رهگذر او ايستاده ، هنگام عبور ، صلا در داد و گفت : اى احمد بن طوطون ! احمد كه صداى او را شنيد ، وى را شناخته از اسب به شيب آمده ، رقعه را ديد كه نوشته : پادشاهى يافتيد ، مردگان را اسير ساختيد ، قدرت يافتيد ، زورمندى به كار برديد ، حكومتتان دادند ، ستم روا داشتيد ، روزيتان فراوان دادند ، روزى مردمان ببريديد . در صورتى كه نيك مىدانيد كه تير آه ، سخت دلدوز است ، بهويژه اگر از دلهايى برخيزد كه شما به دردشان آوردهايد و اجسامى كه شما عريانشان ساختهايد ، هرچه خواهيد كنيد ، چه ما بردباريم . بيداد كنيد ، چه ما به خدا پناه بريم . ظلم كنيد ، ما به تظلّم برخواهيم خاست . وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ « 1 » گويند : احمد از همان دم ديگر از ظلم مجتنب گرديده ، طريق عدل پيش گرفت . 1406 - داروى دل « ابراهيم خواص » گفته : دل را پنج داروست : خواندن قرآن به انديشه ، خالى نگاه داشتن شكم و شبزنده داشتن ، زارى سحرگاه و همنشينى نيكان . 1407 - ختم قرآن « شيخ نورى » در كتاب « اذكار » گويد : پيشينيان را در زمان مورد نياز ختم قرآن ، عادت
--> ( 1 ) . سورهء شعراء ، آيهء 227 . ( و كسانى كه ستم كردند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاهى برمىگردند ) .