الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
53
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
* * * دو گاو بر زمينيان احاطه دارد ، گاوى در صورت فلكى ثريا و گاوى زير زمين و در ميان اين دو گاو مشتى از خران به چرا مشغولند . گاويست در آسمان و نامش پروين * گاو دگرى نهفته در زير زمين چشم خردت گشاى از روى يقين ! * زير و زبر دو گاو ، مُشتى خر بين ! « 1 » 72 - سرانجام « اعشى » ، شاعر در انتهاى جلد پنجم كتاب « الاغانى » كه در قدس شريف به آن دست يافتم ، آمده است كه : « اعشى همدان » ، عبد الرحمان بن عبد اللّه است و بين او و همدان سيزده نسل فاصله وجود دارد و خود همدان هم ، همدان بن مالك بن زيد بن نزار بن وائلة بن ربيعة بن جبّار بن مالك بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشخب بن يعرب بن قحطان بوده است . در كتاب مذكور است : « اعشى » ، شاعرى فصيح و شوهر خواهر « شعبى » فقيه و شعبى نيز شوهر خواهر وى بوده است . « شعبى » و « اعشى » هر دو از بنى همدان و از يك نسب بودهاند . « اعشى » را استعداد و قوا چنان بوده كه مكرّر بر « حجّاج » خروج كرده و چندين بار با او محاربات عظيم نموده است . بالاخره مغلوب « حجاج » شده و او را در ميدان جنگ اسير كرده و دست بسته نزد « حجاج » آوردند . « حجاج » از مشاهدهء آن حال ، شكرانهء خداوند لايزال نموده و زبان به خطاب عتابآميز و سخنان خشونتانگيز با وى گشوده و گفت : تو آن نيستى كه مردم را به قتل من تشويق و تحريص نموده و مىگفتى : فأصابنى قوم و كنت أصبتهم * فاليوم أصبر للزمان و أعرف و إذا تصبك من الحوادث نكبة * فاصبر فكلّ غيابة تتكشّف * * * به قومى برخوردم و با ايشان ملاقات كردم ، كه ناچار به صبر شدم و مىدانم ، كه اگر از حوادث روزگار ناخوشى به تو رسيد ، صبر كن كه پس از هر سختى آسانى است . پس امروز نيز من به مكافات آن ، به سياستى تو را گرفتار نمايم كه عار و اثر آن تا آخر الزّمان باقى باشد و پس از آن آسانى نخواهد بود . دستور داد او را همان دم گردن زده و پروانهء عمرش را به
--> ( 1 ) . ( م )