الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
523
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
داشته بزرگ سازد ؛ پس آنگاه اين شخص پس از رسيدن به اين نعمتها و بزرگوارىها از سپاس آن پادشاه سرباز زند و رو برگرداند و هيچ از اين نعمتها را اظهار نكند بلكه چونان پيش از آنكه گويا هيچ اتّفاقى نيفتاده است ، شكّى نيست كه اين شخص مذموم و شايستهء اهانت و سرزنش است . 1303 - نفرين در دعا ! منقول است : شخصى يكى از دشمنان خويش ، از نصارا ، را اينگونه گفت : « اطال اللّه بقائك ، و اقر عينك ، و جعل يومى قبل يومك ، و اللّه انه يسرنى ما يسرك » . نصارا ظاهر معنى كلام را تصوّر كرده ، صله و جايزه به وى داد . لاجرم داعى را غرض از « اطال اللّه بقائك » آن بوده كه طول عمر او را از براى نفع اهل اسلام خواسته كه به جزيه از او منتفع شوند و « اقر عينك » دلالت بر اين كند كه حق تعالى ، چشمت از حركت باز دارد . « جعل يومى قبل يومك » اشاره بر اين دارد كه يك روز بيشتر از آنروز كه من داخل بهشت شوم ، تو داخل جهنّم شوى و معنى « يسّر فى ما يسّرك » اينچنين است كه سلامت همچنانكه مخاطب را شاد مىكند ، وى را نيز مسرور گرداند . 1304 - در قصاص پدر منقول است : شاعرى دو دختر داشته ، هر دو در استقامت طبع و فنّ شاعرى بىنظير و در فصاحت و بلاغت بىبديل بودند . از اتّفاق وى را دشمنى در دشت بىزنهارى كه به جز از ناله و آه ، همنفسى نداشت ، دچار شد . از خبث باطن آن ، رحم از دل دور استنباط نمود كه جان به سلامت نخواهد برد و مهمانى گرگ حادثه را نوالهء چربتر از وى نيست . بالاخره دشمن به قتل وى كمر بسته ، مرد شاعر چون قتل خود را يقين نمود . به صد لابه و زارى وى را وصيّت كرد ؛ زنهار بعد از قتل من به در خانهء من روى و اين مصراع را بخوانى : « الا ايتها البنتان انّ اباكما » « 1 » مرد مفسد ، بعد از آنكه از خون آن بىگناه ، تبر خود را نمونهء شاخ مرجان ساخت ، به در خانهء وى رفته ، مصراع را خواند ، هر دو دختر در جواب وى گفتند : « قتيل خذا بالثار ممن أتاكما » « 2 »
--> ( 1 ) . « هان اى دختران ! بدانيد كه پدرتان » . ( 2 ) . به قتل رسيده از آن كس كه آمده است ، خونبهايش بستانيد » .