الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
501
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
و ما ( من و دلدار ) پانزده روز در كنار هم بوديم ، بدون اينكه هيچگونه آفتى و گزندى به دور از چشم حسود به ما برسد ، پس بعد از آن من مانند تنوين تنها ماندم و او همواره در حالت اضافة باقى ماند . 1255 - ازدياد حاجيان و لما قضينا من منى كل حاجة * و مسح بالأركان من هو ما مسح و شدت على دهم المهاري رحالنا * و لم ينظر الغادي الذي هو رائح أخذنا بأطراف الأحاديث بيننا * و سالت بأعناق المطي الأباطح ( ناشناس ) * * * وقتى منى [ و اعمال آن ] را به پايان رسانديم و تمامى اركان و حجر بيت اللّه الحرام را دست كشيديم و تمامى اثاثيه خود را بر چارپايان تندرو بستيم و روندگان به باقىماندگان نظر نكردند ؛ شروع به صحبتهاى مختلف كرديم و آنچنان با سرعت به حركت افتاديم كه گويى تمامى دشت در حركت است . 1256 - گذر از دنيا اگر صد سال مانى ور يكى روز * ببايد رفت از اين كاخ دلافروز ( ناشناس ) 1257 - شكيبايى در كتاب « مزار » از « بيهقى » نقل شده : « ذو النون مصرى » در طواف بيت ، دو زن جاريه را ديده ، يكى از ايشان مىخواند : صبرت على ما لو تحمل بعضه * جبال برضوي ( حنين ) لم تزل تنصدع ملكت دموع العين ثمّ رددتها * إلى ناظري فالعين في القلب تدمع * * * آنچنان صبر و تحمل نمودم بر مشكلات و گرفتارىها كه اگر قسمتى از آن را بر كوههاى رضوى ( حنين ) فرود مىآوردند ، همانا از بين مىرفت و ذرّه ذرّه پراكنده مىشد ؛ اشكهاى چشم خود را آنچنان در اختيار گرفتم و آنها را به سوى چشمان خود واپس زدم گويى چشمان من در دل من اشك مىريزند .