الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
486
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
من سعادة المرء أن يكون خصمه عاقلا . از خوشبختى است كه دشمن انسان عاقل باشد . ( دشمن دانا به از نادان دوست ) . العجول عجول و إن ملك و المتثبت مصيب و إن هلك . شتابزده ، شتابزده است اگرچه به آن چيز برسد و صاحب آن چيز بشود و متفكر و متأنى درست مىگويد اگرچه هلاك شود . 1227 - مرثيه از « صلاح الدّين صفوى » منقول است : جمال الدّين بن نباته دو شعر را در مرثيهء پسر خويش كه شيرخواره بود ، منظوم و به ملاحظهء يكى از مشايخ عصر كه در علم مشهور و معروف و سرآمد معاصر خود بود ، رسانيده . و اين شعر است : يا راحلا عنّي و كانت به * مخايل الفضل مرجوة لم تكتمل حولا و أورثتني * ضعفا فلا حول و لا قوة * * * اى يار سفر كرده در حالى به فضل و كرم تو اميد بسيار داشتم . هنوز سالى نگذشته بود كه ضعف را براى من به ارث گذاشتى پس نه حالى ديگر باقى است و نه توانى . « 1 » به مصراع آخر كه رسيد ، وى را گفت : اگر « لا حول و لا قوة الا باللّه » را از براى تبرّك ذكر كرده ، بايست ختم كلام را به علىّ العظيم بكنى و الّا معنى فاسد است . 1228 - اسامى افعال نقل است : يكى از اعراب را گذر به قومى افتاد . از يكى از ايشان پرسيد : چه اسم دارى ؟ گفت : « منيع » . از اسم ديگرى پرسيد ؟ گفت : « وثيق » . از يكى ديگر هم سؤال نمود ، گفت : « شديد » . از يكى ديگر هم تفحّص كرد ، گفت : « ثابت » . عرب گفت : گمان اين است كه افعال از همين اسامى شما موضوع شده باشند .
--> ( 1 ) . در اين بيت از صنعت اقتباس به زيبايى استفاده شده است ، آيه « و لا حول و لا قوة إلا باللّه » را مقتبس قرار داده در مصرع اول حول را به معنى سال گرفته و ضعف را در مقابل قوت و توان .