الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
423
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
حق دارد ، و او را بازى و شوخى در كار نيست . آيا راحت مىخندى درحالىكه عاشق در حال زارى و شيون است ؟ هرگاه از جانب محبوب مشكل و بلايى تمام شود ، ديگرى سر برمىآورد . آيا از مريضى و پريشان حاليم تعجّب مىنمايى ؟ درحالىكه بايد از سلامتيم در تعجّب باشى ! 1084 - رمز و راز محبوب خاف الرسول من الملامة * فكنى بسعدي عن أمامة و أتى يعرض الحديث * برامة سقيا لرامة ففهمت منه اشارة * بعث الحبيب بها علامة و طربت حتى خلتنى * نشوان تلعب في المدامة بشر اى هذا اليوم قد * قامت على الواشى قيامه خذ يا رسول حشاشتي * نلت السعادة و السلامة و اعد حديثك أنه * لالذ من سجع الحمامة يا من يريد بي الهوان * و من اريد له الكرامة مولاى سلطان الملاح * و ليس يكشف لي ظلامة ( بهاء زهير ) * * * فرستادهء محبوب ، از ترس سرزنش خود پيش از آمدن به نزد من ، خود را « سعدى » « 1 » ناميد و برطبق مرام و مسلك خويش ، از به ستوه آمدن و ناراحتى محبوب سخنهاى فراوان گفت . پس من از حرفهايش رمز و ( رازى ) را فهميدم كه دلدار من برايم فرستاده است و به وجد و طرب پرداختم و از فرط مستى و شادمانى ، اشكهايم مانند شراب سيرابم كردند . مبارك و ميمون است امروز بر من ! و قيامت بدگوى من امروز برپا شد . پس اى فرستادهء محبوب من ! نيمه جان باقيمانده را هم از من بگير ؛ زيرا به سعادت كامل رسيدم . گفتارت را تكرار كن كه زيباتر از ترانهء بلبلان است . اى كسى كه پستى مرا مىخواهى و من عظمت و بلندى تو را ! دلدار و مولاى من سلطان ملاحت است و هيچگاه از زيبا غير از زيبايى نمىخيزد .
--> ( 1 ) . خوش طالع .