الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
355
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
* * * اى مولاى من ! اگر مرا قصّاب ملاحظه مىكنى ، بر سوء حال من ، مرا ملامت مكن ؛ چرا به قصّابى رضايت ندهم و حال آنكه مردى قديمى هستم و آداب را ترك كردهام و ازاينرو سگان بر من اميد بستهاند و من نيز با شعر گفتن چون سگان اميدوارم . 894 - گوهرى از امير المؤمنين عليه السّلام امير مؤمنان عليه السّلام شنيد ، مردى كه دربارهء چيزى كه به وى مربوط نمىشد ، سخن مىگفت : فرمود : اى فلان ! بدينگونه به فرشتگانى كه برنامه اعمالت همى نويسند ، املا همى كنى . « 1 » 895 - زندگى گوارا افلاطون راست : اگر خواهى زندگيت گوارا باشد ، خشنود باش از اينكه مردم به جاى آنكه گويند خردمند است ، بگويند ديوانه است . 896 - ابو الفضل محمد شهرستانى « ابو الفتح محمد شهرستانى » صاحب كتاب « ملل و نحل » منسوب به « شهرستان » است . « يافعى » در تاريخ خود سه منطقه را به نام شهرستان معرفى مىكند ، يكى ميان نيشابور و خوارزم ، ديگرى روستايى اطراف نيشابور و سوم شهرى در يك ميلى اصفهان ؛ و ابو الفتح مذكور را به مكان اوّل نسبت مىدهد . از جمله اشعار وى در كتاب « ملل و نحل » هنگام ذكر اختلاف فرق ، اين است : لقد طفت في تلك المعاهد كلّها * ورددت طرفي بين تلك المعالم فلم أر الا واضعا كفّ حاير * على ذقن أو قارعا سنّ نادم * * * من در تمامى آن مسالك ( آثار گذشتگان ) سير كردهام و تمامى آن علوم را با چشم خود گشتهام ؛ به جز كسانى كه از حيرت دست به چانه زده ، يا انگشت تحير به دندان گزيدهاند ، نديدهام . مرگ وى در تاريخ يافعى ، سال 547 ذكر شده است .
--> ( 1 ) . مجموعهء ورّام ، ج 2 ، ص 112 .