الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

347

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

چه صاحب « الكشّاف » ، نصّ بر آن كرده و در كلمه موصول كه « الَّتِي » باشد ، اختلاف نموده است . ائمّه عليهم السّلام برآنند كه مراد به آن ، بيت المقدّس و جعل ، جعل منسوخ است و آنان‌كه گفته‌اند : حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله در مكّه هم به جانب كعبه روى آورده ، محتمل است به اعتبار اين‌كه مدنى در مدينه روى به جانب بيت المقدّس كرده ، جعل ، جعل منسوخ و به اعتبار نماز در مكّه جعل ناسخ باشد . « بهايى » گفته : معلوم است اين‌كه « بيضاوى » روايت « ابن عبّاس » را به اين‌كه جعل منسوخ است ، دليل ساخته ، كلام لاطايل است . صاحب « الكشّاف » بعد از گفتن كلامى كه ناسخ و منسوخى جعل از آن مستفاد مىشد ، روايت « ابن عبّاس » را در تفسير اين آيه ذكر نموده و مقصودش بيان مذهب وى بوده ، چنان‌چه در اكثر آيات مذهبش را بيان كرده و « بيضاوى » چنان استنباط نموده كه مقصود صاحب « الكشّاف » از نقل روايت « ابن عبّاس » استدلال بر جواز ارادهء منسوخ شدن « جعل » است . باز « بهايى » گفته : در كلام « امام رازى » در « تفسير كبير » چه جعل را به شرع او حكم تفسير كرده و گفته معناى آيه اين است : قبله را كه اكنون تو برآنى ، از بهر تو روا نديده‌ايم و تو را به استقبال آن محكوم نساخته‌ايم ، مگر از بهر اين‌كه بدانيم از يهود كه تو را متابعت مىنمايند ، « امام رازى » گفته : در قوله تعالى . . . الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها . . . مفعول دوم جعل است نه صفت قبله و حال آن كه او آخر كلامش منافى يكديگرند . 876 - مدارا با اهل زمانه چه خوش گفته : لا أشتكي زمني هذا فأظلمه * و إنما أشتكي من أهل ذا الزمن هم الذئاب التي تحت الثياب فلا * تكن إلى أحد منهم بمؤتمن قد كان لي كنز صبر فافتقرت إلى * إنفاقه في مداراتي لهم ففني ( ناشناس ) * * * از زمانه و اين‌كه آن را سياه كنم گلايه نمىكنم ؛ گلايهء من از اهل اين زمانه است كه چون گرگى زير لباس مخفى شده‌اند و كسى از ايشان در امنيت خاطر نيست . همانا مرا گنجينه‌اى از صبر بود كه به خاطر مداراى با مردم ، آن را انفاق كردم و آن گنجينه در اين راه تمام شد .