الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
321
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
كند ؛ منظوم ساخته : نقص كرم است آنكه قدرش * در حوصلهء اميد گنجد 792 - قصهء عاشقان او را كه دل از عشق مشوش باشد * هر قصه كه گويد همه دلكش باشد تو قصّهء عاشقان همى كم شنوى * بشنو ! بشنو ! كه قصّهشان خوش باشد ( ناشناس ) 793 - وصف الحال « شيخ بهايى » ، اين بيت را در روز عيد و به مقتضى حال به نظم درآورده است : عيد ، هركس را ز يار خويش چشم عيدى است * چشم ما پر اشك حسرت ، دل پر از نوميدى است 794 - ايمن از وعيد يكى از بزرگان گفته است : عيد از براى كسى نيست كه لباس نو پوشد ، بلكه از براى كسى است كه از « وعيد » الهى ايمن باشد . 795 - عيد واقعى راهبى را پرسيدند : عيد شما چه روزى است ؟ گفت : روزى است كه در آن معصيت الهى از ما واقع نشود . عيد ، كسى را نيست كه لباس فاخر پوشد ، بلكه از براى كسى است كه از عذاب جحيم ايمن باشد . عيد كسى را نيست كه لباس ظريف و لطيف پوشد ، بلكه از آن كسى است كه راه را بشناسد . 796 - مبارك باد خدا گويندهاش را جزاى خير دهاد ! چه خوش گفته است : مبارك باد عيد آن دردمند بىكسى كو را * كه نه كس را مبارك باد گويد ، نه كسى او را ( ناشناس ) « 1 »
--> ( 1 ) . شعر از « نصيبى گيلانى » ( م ) .