الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
270
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
أضعت العمر عصيانا و جهلا * فمهلا أيها المغرور مهلا مضى عمر الشباب و أنت غافل * و في ثوب العمى و الغي رافل إلى كم كالبهائم أنت هايم * و في وقت الغنايم أنت نائم و طرفك لا يرى الا طموحا * و نفسك لم تزل ابدا جموحا و قلبك لا يفيق من المعاصي * فويلك يوم يؤخذ بالنواصي بلال الشيب نادى في المفارق * بحيّ على الذهاب و أنت غارق ببحر الائم لا تصغي لواعظ * و لو أطرى و اطنب في المواعظ و قلبك هائم في كل واد * و جهلك كل يوم في ازدياد على تحصيل دنياك الدنية * مجدا في الصباح و في العشية و جهد المرء في الدنيا شديد * و ليس ينال منها ما يريد و كيف ينال في الاخرى مرامه * و لم يجهد لمطلبها قلامه ( از كتاب رياض الارواح شيخ بهايى ) * * * اى آنكه در درياى آمال غوطه مىخورى ، خداوند تو را هدايت كند ، اين سستى از چيست ؟ عمر خويش را به نادانى در عصيان بر باد دادى . اى مغرور درنگ كن ! درنگ . زمان جوانى در غفلت گذشت و تو همچنان در لباس كورى و سركشى به سر مىبرى ؟ تا به كى چون چارپايان متحيرى و هنگام برچيدن غنيمت در خواب ؟ چشم تو به جز طمعكارى چيزى را نمىبيند و هرگز از اسب هواى نفس پياده نمىشوى . دل از معاصى خالى نمىكنى . واى بر تو روزى كه به خاطر گناه گرفتار شوى . بلال پيرى در گوشت اذان گويد : « بشتابيد به رفتن » و تو غرقهاى در درياى گناه كه به واعظى گوش نمىدهى ، هرچند در وعظ براى تو طول و تفصيل دهد . و قلب تو در هر وادى حيران است و به نادانى در هر روز صبحگاه و شامگاه به دنبال به دست آوردن دنياى دنى هستى . تلاش مرد در دنيا زياد است و هرگز به آنچه مىخواهد ، نخواهد رسيد . پس چگونه به آخرت خواهد رسيد ، در حالى كه براى آن تلاشى نكرده است . 640 در مذمّت خودبينى مردان رهش ميل به هستى نكنند * خودبينى و خويشتنپرستى نكنند