الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
238
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
شايد ز عدم ، من به وجودى برسم * ز آن رو كه ز نفىِ نفى ، اثبات آيد ( شيخ بهايى ) 548 وقت نماز يكى از عرفا در تفسير آيهء كريمهء وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ . . . « 1 » گفته : دل خوش دار و غم آنچه به تو گفته شده ، از دل بيرون كن به حمد و ثنا بر ما و آنچه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله روايت شده ، به اين تفسير نزديك است ؛ چون هميشه منتظر دخول وقت نماز بودهاند و مىفرمودهاند : « ارحنا يا بلال » ؛ يعنى : اى بلال ! به دخول وقت نماز ، راحتبخش دل ما شو و هم فرمودهاند : « قرة عينى فى الصلاة ؛ « 2 » روشنى چشم و خوشدلى من در نماز است . » صدوق رضى اللّه عنه ، « 3 » نقل كرده : اين قول هم كه مىفرمودند : « يا بلال ابرد ابرد » : به معنى « اسرع كاسراع البريد » باشد و موافقتى به تفسير آيه مىكند . بعضى هم گفتهاند : غرض از « ابرد » ، تأخير نماز ظهر بوده ، يعنى تا سورت حرارت هوا تسكين نيابد ، اذان نخواند . 549 جهان اين جهان ، همچون درخت است اى كرام ! * ما بر او چون ميوههاى نيم خام سخت گيرد ميوهها مر شاخ را * زان كه در خامى نشايد كاخ را چون رسيد و گشت شيرين لبگزان * سست گيرد شاخ را او بعد از آن چون از آن اقبال ، شيرين شد دهان * سرد شد بر آدمى ملك جهان عاذلا چندين سرايى ماجرا * پند كم ده بعد از اين ديوانه را من نخواهم ديگر اين افسون شنود * آزمودم ، چند خواهم آزمود ؟ هرچه غير شورش و ديوانگى است * اندر اين ره روى در بيگانگى است هين منه ! بر پاى من زنجير را * كه دريدم پردهء تدبير را
--> ( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 97 و 98 . ( و ما به خوبى مىدانيم كه تو از آنچه مىگويند دلتنگ مىشوى * پس با ستايش پروردگارت تسبيح گوى . . . ) . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 76 ، ص 113 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 223 .