الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
224
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
* * * جز خدا هيچ نيست در دل ما * آفرين بر دل توانگر ما 525 - سخن معشوق و شغلت عن فهم الحديث سوى * ما كان عنك فانه شغلي و أديم نحو محدثي نظري * إن قد تهمت و عندكم عقلي ( مجنون ) * * * از فهم هر سخن به جز سخنى كه دربارهء تو باشد ، مشغول شدم ، نگاه من به سخن گوينده است و عقل من پريشان و فكر من با شماست . 526 - در احوال عاشق و معشوق لم يكن المجنون في حالة * الا و قد كنت كما كانا لكنّ لي الفضل عليه بأن * باح و إنّي مت كتمانا ( ليلى ) * * * احوالات مجنون را من نيز داشتم ، امّا مرا بر او برترى است ، زيرا او فرياد كرد و من در سكوت جان دادم . 527 - كشتهء عشق باح مجنون عامر بهواه * و كتمت الهوى فمت بوجدي فاذا كان في القيامة نودي * من قتيل الهوى تقدمت و حدي ( ليلى ) * * * مجنون از عشق به فرياد آمد و من در عشق ، بىصدا مردم . پس اگر در قيامت ندا كنند كه : كشتگان عشق بيايند ، تنها من خواهم رفت .