الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

189

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

آيا او عشق را ترك خواهد كرد درحالىكه همراه با آن پير و سالخورده شده است . عاشق زيبارويى شده و از آن زمان كه پاىبند اوست ، روى آرامش را نچشيده و از منش كسانى كه طعم دوستى را چشيدند و آن را بدرود گفتند ، بيزار است . اى ملامتگران ! واى بر شما ، كه من از ريشخند شما مشغولم ، گوش من از ملامت شما سنگين است ولى از عشق سنگين نيست ، آواهاى آرام را مىشنود و ريشخند را هرگز . از بد حادثه چشم من نگاهى كرد كه آن نگاه در نهايت ، او را خواهد كشت ؛ به نيك‌رويى كه مانند ندارد و مرا در عشق مثال‌زدنى كرد . حق را از كف من ربود و مرا جادويى كرد كه باطل السحرى ندارد ؛ گمان ورزيد كه چون مرا به آتش كشيده ، او را نيز خواهم سوزاند . اى شرفاى قوم ؛ چونان شمايى امور عظيم حادث شده را جبران مىكند ، ما در جوار شما سكنى گزيديم و آن را شكرانه گفتيم ، سپس با آهوانتان مواجه شديم و هول و هراس بر ما چيره شد . آيا امر اين همسايه را به انجام مىرسانيد ، به ويژه كه راه را امن نكرده بوديد ؟ 438 - در مذمّت غفلت اى كه جان را بهر تن مىسوختى * سوختى جان را و تن افروختى اى دريغا ! اى دريغا ! اى دريغ ! * آن‌چنان ماهى نهان شد زير ميغ اندكى جنبش بكن همچون جنين * تا ببخشندت دو چشم نوربين دوست دارد يار ، اين آشفتگى * كوشش بيهوده بِه از خفتگى اندرين ره مىتراش و مىخراش * تا دم آخر دمى غافل مباش ( مثنوى معنوى ) 439 - شرح كلمهء « بس » يكى از ائمهء لغت گفته است : لفظ « بس » را كه عامّهء عرب استفاده مىكنند ، فارسى است و تصرّف هم در آن نموده‌اند . مثل بسك و بسى . در فارسى كلمهء ديگرى به غير از اين سه لفظ به معنى آن نيامده است ، ليكن در زبان عرب به معنى بس ، بسيارند مثل : « حسب و قط » بدون تشديد طاء ، « امسك » ، « اكفف » ، « ناهيك » ، « كافيك » ، « بجل » ، « مه و مهلا » ، « اقطع و اكتف » .