الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
185
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
اى آنكه از فرزندان خود دور خواهى شد ، چنانچه پدر او از وى دور شد ، براى خود از گفتار ايشان مثال بزن ، كه مرگ فرا رسيد ؛ پس او را به سوى قبله بخوابانيد ، و از او حلاليت بطلبيد قبل از مرگ و او را نيز حلال كنيد . 430 - هندسه ابعاد كه عبارت از عرض و عمق و طول است ، در موضع دور از موضع نزديك ، كوتاهتر مىنمايد . هر مرئى كه در سطح واقع شود و در بالا كسى بر آن نگرد ، مادام كه چشم از مرئى بلندتر باشد ، نزديك ديده مىشود و اگر چشم به مرئى نزديك باشد ، دور تر به نظر مىآيد . مثلا : سطحى را كه مرئى بر آن واقع است ، به « ا ب » و مرئى را « ب » فرض كنيم و چشم را كه « ه » باشد ، به مقدار « ا ج » از آن مرئى بلندتر انگاريم . پس مىگوييم « ب » نزديكتر از « ا » كه به « ب » نزديكتر است ، ديده مىشود و اگر چشم در موضع « ا ه » به مقدار « ا د » از آن دور باشد ، دور ديده مىشود ، زيرا « ا ب ج » مبدا عمود خارج از چشم است كه بر سطح مرئى واقع مىشود و « ا ه » به اندازهء « ا د » مىشود و زاويهء « ا ب د » از زاويه « ا ب ج » و زاويهء « ا » بزرگتر است . هرچند زاويه بزرگ باشد ، مرئى دور ديده مىشود و هرچند كوچكتر باشد ، نزديكتر به نظر مىآيد و همچنين زاويهء « ا ج ب » خارج مثلث « د ج ب » فرض است . 431 - شيوه عزلت اگر دل از غم دنيا جدا توانى كرد * نشاط و عيش به باغ بقا توانى كرد و گر به آب رياضت برآورى غسلى * همه كدورت دل را صفا توانى كرد ز منزلات هوس گر برون نهى قدمى * نزول در حرم كبريا توانى كرد و گر ز هستىِ خود بگذرى يقين مىدان * كه عرش و فرش و فلك زير پا توانى كرد و ليكن اين عمل رهروان چالاك است * تو نازنين جهانى ، كجا توانى كرد ؟ نه دست و پاى امل را فرو توانى بست * نه رنگ و بوى جهان را رها توانى كرد چو « بو على » بِبُر از خلق ، گوشهاى بنشين ! * مگر كه خوى دل از خلق وا توانى كرد ( ابن سينا ) و شايد از « ابى على بن مسكويه » باشد :