الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
18
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
خورد و بزرگ از اهالى آنجا گسيخته ، هريك به طرف جلاى وطن اختيار نموده ، والد كمترين نيز در آن قضيه چنانكه خود ذكر مىكرد ، با دل پريشان و دماغ مشوّش به حكم نعم الفرار روى به يكى از بلاد روم آورده ، در همان مكان ، بار توقّف گشوده ، من بندهء بىبضاعت كه هنوز از ورطهء عدم پا به صحراى وجود نهشته بود ، در همان بلد متولد [ شدم ] . . . » وى در روم نشو و نما مىيابد . هنگامى كه فتحعلى شاه قاجار به تخت سلطنت مىنشيند ، اوضاع كردستان ايران نيز سروسامان مىيابد و پس از چندى ، امان الله خان نامى كه با مؤلف آشنايى داشته ، حاكم كردستان مىگردد . مؤلف از اين فرصت استفاده كرده ، به كردستان باز مىگردد و نزد حاكم تقرّب مىيابد . مؤلف دربارهء ترجمهء كشكول چنين مىنويسد : « از اتّفاقات ، روزى [ امان الله خان ] كشكول گوهر كان علم و عرفان ، سالك طريق معرفت و ايقان ، شيخ بهاء الدين عاملى را عليه الرحمة و الغفران كه مشتمل بر اقسام علوم و حكايات عجيبه و مطايبات و ظرايف غريبه بود ، به نظر دقت ملاحظه نموده ، رأى زرّينش بر اين قرار گرفت كه مترجم شده تا هريك از عالم و جاهل بدون غور و تأمل از آن حكايات و واردات به حظّ كامل بهرهمند گردند . پس عالى جناب رفيع الاتعاب ، سالك مسالك صدق و صواب ، مخدومى شيخ محمد قسيم مردوخى را كه ابا عن جد دعاگو و وظيفهخوار احسان آن سلسلهء جليله بودهاند ، به همان خدمت نامزد [ نموده ] . . . » و از آنجا كه شيخ محمد قسيم به خاطر كهولت و عدم آشنايى به دقايق زبان فارسى ، از نگارش آن عاجز است ، مؤلف را بدين كار مىگمارد كه گفتار ترجمه شدهء شيخ مردوخى را به زبان فارسى زيبا و مسجّع باز گرداند . آمادهسازى كتاب برنامهاى كه جهت تهيه اين كتاب در پيش گرفتيم ، از قرار ذيل است : ابتدا متن نسخه خطى كه نمونههايى از آن را در چند صفحهء آينده خواهيم آورد ، توسط خواهر گرامى سركار خانم سميّه رحمتى تايپ شد . انصافا خواندن نسخهء خطى كارى مشكل است و خواندن اين نسخه كه گرچه خطى زيبا داشت ، لكن از