الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

163

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

380 - اسم در « كافى » در آخر باب « اراده » ، از « محمد بن سنان » روايت نموده كه ، از وى سؤال كردند : اسم چيست ؟ در جواب گفت : صفت موصوف . « 1 » 381 - نشان معشوق مروى است : مجنون به وادى « نجد » مىگذشت و زمين را بوسه مىداد و روى خود را بر خاك مىماليد . وى را طعنه زدند و نكوهش كردند ، قسم‌ها خورد كه بوسه بر روى ليلى زده‌ام و جمال وى را مشاهده كرده‌ام . همچنين نوبتى ديگر او را در بيرون از « نجد » ديدند ؛ باز زمين و سنگ وادى را بوسه مىداد . گفتند : اين بوم و بر نه منزل ليلى است كه تو بر آن بوسه مىزنى . مجنون اين اشعار را در جواب سرود : لا تقل دارها بشرقي نجد * كل نجد للعامرية دار فلها منزل على كل أرض * و على كل دمنة آثار * * * نگوييد كه منزل ليلى در مشرق « نجد » است ، چراكه همه جاى « نجد » براى مجنون خانهء اوست . او در هر زمينى منزلگاهى و در هر جايى آثارى دارد . در اين خصوص عارف رومى در مثنوى معنوى مىگويد : من نديدم در ميان كوى او * در در و ديوار ، الّا روى او بوسه گر بر در دهم ، ليلى بود * خاك بر سر گر نهم ، ليلى بود 382 - كوى ليلى چون همه ليلى بود در كوى او * كوى ليلى نبودم جز روى او هر زمانى صد بَصَر مىبايدت * هر بصر را صد نظر مىبايدت تا بدان هريك نگاهى مىكنى * صد تماشاى الهى مىكنى ( مثنوى معنوى مولوى )

--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 113 .