الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

116

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

219 - حكايت عاشقى يكى از شعراى اهل مغرب ، عاشق غلام اعور به نام « بركات » شده و اين اشعار را در وصف او سرود : بركات يحكي البدر عنه تمامه * حاشاه بل بدر السماء يحكيه لم تزو إحدى زهرتيه و إنما * كملت بذاك بدائع التشبيه فكأنه رام يغمّض طرفه * ليصيب بالسهم الذي يرميه ( ناشناس ) * * * بركات حكايت از چهرهء ماه آسمان مىكند ، همانا ماه آسمان هم از روى بركات حكايت مىكند . يكى از چشمانش را از آن رو جمع كرده است تا تمام بدايع تشبيه را بدان كامل كند ؛ گويا تيراندازى است كه يكى از چشم‌هايش را بسته است ، تا شكارش را با تيرى كه هدف گرفته است ، شكار كند . 220 - ذلّت زندگانى أتبعت نفسك بين ذلة كادح * طلب الحياة و بين حرص مؤمل و أضعت عمرك لا خلاعة ما جن * حصلت فيه و لا وقار مبجل و تركت حظ النفس في الدنيا و في * الأخرى و رحت عن الجميع بمعزل ( ابن دقيق العبد ) * * * نفس خويش را در ذلّت زندگانى دنيا و حرص و آز متابعت كردى و هرگز از عمر برباد داده سودى نبردى . احترامى نيز نيافتى و لذّت دنيا و عقبى ، هر دو را از دست دادى . 221 - در علم نجوم در اصالت و اكتساب انوار ، به غير از ماه ، بين علماى حكمى اختلاف واقع شد . ليكن اين اختلاف مختصّ به بعضى از كواكب چون خمسهء متحيّره‌اى نيست و چنان‌كه مشهور و در كتب معتبر مسطور است ، در جميع آنها اختلاف دارند . ما نيز قول « علّامه » را در مبحث اكتساب نور ماه از خورشيد گفته : « اختلفوا فى أنوار سائر الكواكب » ؛ اشاره بر اين اختلاف واقعى معروف بين