الشيخ البهائي العاملي
932
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
و بعضى از سى تا نود و نه گفتهاند [ 1 ] « 1 » . ششم : كسى كه اقرار به حدّى كند آن مقدار تازيانه براو بزنند [ 2 ] كه او خود گويد كه تمام شد ، به شرط آنكه از صد تازيانه تجاوز نكند . هفتم : كسى كه يك مرتبه اقرار به لواطه يا سحق كند . هشتم : كسى كه پسرى را به شهوت ببوسد . نهم : دو زن برهنهء بيگانه كه در زير يك لحاف باشند . دهم : كسى كه دشنام [ 3 ] به كسى دهد كه در عرف آن را دشنام گويند . يازدهم : كسى كه به كنايه چيزى گويد كه سبب آزردگى ديگرى شود ، مثل آنكه بهكنايه گويد كه من حرامزاده نيستم . [ 4 ] دوازدهم : كسىكه به زن خود گويد كه من ترا بكر نيافتم . [ 5 ] سيزدهم : دشنام دادن طفل يا ديوانه . [ 6 ] چهاردهم : آنكه دو مردى كه زن داشته باشند يكديگر را به زن دشنام دهند . پانزدهم : كسى كه ترك واجبى كند و تعزير او به رأى امام منوط است به شرط آنكه از حدّ آزاد و بنده نگذرد . [ 7 ] شانزدهم : كافرى كه سحر كند . هفدهم : طفل و ديوانه كه شراب خورند . [ 8 ]
--> [ 1 ] و اولى ايكال به نظر حاكم است . ( يزدى ) [ 2 ] محلّ اشكال است . ( يزدى ) [ 3 ] غير از قذف به زنا و لواط . ( يزدى ) [ 4 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 5 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 6 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 7 ] اشتراط عدم تجاوز از حدّ بنده ، مشكل است و محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 8 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) ( 1 ) شيخ طوسى ، نهايه : 699 . ابن ادريس ، سرائر 3 : 449 .