الشيخ البهائي العاملي
891
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
به خمس بود ردّ كرديم رؤس ايشان را به خمس كه دو است ، و چون ميانهء رؤس جميع فرَق تداخل بود اكتفا به چهار كرديم ، و چهار را در اصل فريضه زديم چهل و هشت شد ، حصّهء هريك از زنان چهار « 1 » [ 1 ] سهم شد ، و حصّهء هريك از خواهران مادرى يك سهم ، و حصّهء هريك از خواهران پدرى دو سهم . پنجم آنكه : ميانهء رؤس و سهام جميع فرَق توافق نباشد و ميانهء رؤس ايشان تداخل باشد همان رؤس يك فرقه را در اصل فريضه بايد زد ، مثل آنكه شخصى بميرد و سه زن و شش پسر داشته باشد اصلفريضهء ايشان هشتسهماست ، يك سهمحصّهء زنان وميانهءآن و رؤس ايشان تباين ، و هفت سهم حصّهء پسران و ميانهء آنها نيز تباين ، و چون ميانهء رؤس هردو فرقه تداخل بود اكتفا به شش كرده ، شش را در اصل فريضه زديم چهل و هشت سهم شد ، حصّهء هريك از زنان سه « 2 » سهم شد ، وحصّهء هريك از پسران هفت سهم . ششم آنكه : ميانهء رؤس و سهام بعضى از فرق توافق باشد و ميانهء رؤس و سهام بعضى توافق نباشد و ميانهء رؤس ايشان تداخل باشد ، رؤس آن بعضى را كه با سهام ايشان موافقند به جزء وفق ردّ بايد كرد و اكثر را در اصل فريضه بايد زد ، مثل آنكه شخصى بميرد و چهار زن و شش برادر پدرى داشته باشد اصل فريضهء ايشان چهار سهم است ، حصّهء زنان يك سهم شد ، و حصّهء برادران سه سهم ، و چون ميانهء ايشان توافق بهثلث بود بهمعنى اعمّ ردّ كرديم رؤس ايشان را بهثلث كه دواست ، و چون ميانهء دو و چهار تداخل بود چهار را در اصل فريضه ضرب كرديم شانزده شد ، حصّهء زنان چهار سهم شد ، و حصّهء هريك از برادران پدرى دو سهم . هفتم آنكه : ميانهء رؤس جميع فرَق و سهام ايشان توافق بهمعنى اعمّ باشد و ميانهء رؤس ايشان توافق باشد رؤس ايشان را بهجزء وفق ردّ بايد كرد و جزء وفق رؤس فرقهاى را در فرقهاى ديگر ضرب بايد كرد ، و حاصل را در وفق فرقهء ثالثه ، و همچنين حاصل را در اصل فريضه ، مثل آنكه شخصى بميرد و دوازده زن و بيست و چهار خواهر
--> ( 1 ) در بعضى از نسخهها : دو سهم . ( 2 ) در بعضى از نسخهها : دو .