الشيخ البهائي العاملي

88

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

حرام است و خون جهنده داشته باشد . سوم : خون از هرحيوانى كه خون جهنده داشته باشد ، خواه گوشت آن حلال باشد و خواه حرام مگر خونى كه بعد از ذبح در اعضاى حيوان بماند به شرط آنكه در وقت ذبح خون معتاد بيرون آمده باشد ، پس هر خونى كه بعد از بيرون آمدن خون معتاد در اعضاى [ 1 ] آن حيوان بماند طاهر [ 2 ] است و خوردن آن خون حلال است [ 3 ] . و بعضى از فقها برآنند كه خوردن وقتى حلال است كه با گوشت باشد ، امّا اگر از خونى كه بعد از بيرون آمدن خون ذبح بماند جمع كند خوردن آن بىگوشت حلال نيست [ 4 ] « 1 » . چهارم : منى از حيوانى كه خون جهنده داشته باشد ، خواه گوشت آن حلال باشد و خواه حرام . پنجم : سگ ، غير سگ آبىكه آن طاهر است امّا حرام است . ششم : خوك ، غيرخوك آبى كه آن حكم سگ آبى دارد ، و اگر سگى به

--> [ 1 ] - مگر خون عضوى كه خوردن آن حرام است . ( صدر ) [ 2 ] طهارت آن در حيوان حرام گوشت محلّ تأمّل است . ( كوهكمره‌اى ) * در طهارت خونى كه در اجزاء حرام آن بماند اشكال است ، و همچنين در خون متخلّف در حيوان حرام گوشت ، اگرچه قابل تذكيه باشد . ( يزدى ) [ 3 ] البتّه رعايت احتياط را نمايند با حرمت . ( خراسانى ) * بلكه حرام است ، از خبائث است ، مگر آنكه جزء گوشت محسوب شود عرفاً ، چنانچه در خون متخلّف در حيوان حرام گوشت قابل تذكيه و خون در اجزاء حرام گوشت ، احوط بنابر نجاست و حرمت است . ( دهكردى ) * در غير حرام گوشت . ( صدر ) * حلّيّت آن محلّ اشكال است . ( كوهكمره‌اى ) * اطلاق آن ممنوع است . ( مازندرانى ) * مشكل است مگر آنچه جزء گوشت باشد . ( يزدى ) [ 4 ] اين قول احوط است . ( تويسركانى ) * و اين قول معيّن است . ( خراسانى ) ( 1 ) يافت نشد .