الشيخ البهائي العاملي

795

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

گردانيدم تورا درحكم‌كردن : يا « اسْتَنَبْتُكَ فِى الْحُكْمِ » يعنى نايب گردانيدم تورا در حكم كردن ، يا به صيغهء امر گويد چون : « احْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ » يعنى حكم كن تو ميان مردمان . دوم : گواهى دادن دو مرد عادل برقول امام در تعيين او . سوم : گواهى دادن جماعتى كه از گواهى دادن ايشان ظنّى [ 1 ] حاصل شود و به شياع برسد ، و قول قاضى در تعيين از جانب امام بىاين سه طريق كافى نيست و اگر چه قرينهء برآن دلالت كند . و آيا كافى است خطّ امام در قبول كردن قول او ؟ ميانهء مجتهدين در اين مسئله خلاف است . [ 2 ] و عزل قاضى از منصب قضا به چهار چيز مىشود : اوّل : ديوانه شدن قاضى يا فاسق شدن يا بيهوش شدن او يا غالب شدن نسيان بر او ، در اين صورت‌ها بعد از عزل او به اين سببها اگر اينها زايل شود قضا عود نمىكند . دوم : مردن امامى كه آن قاضى را نصب كرده . سوم : ساقط شدن ولايت كسى كه او را تعيين كرده [ 3 ] چون فاسق شدن يا بيهوش گشتن او . چهارم : عزل كردن امام او را جهت مصلحتى . و آيا امام او را بىمصلحت عزل مىتواند كرد يا نه ؟ مجتهدين را در آن خلاف است ، اقرب آن است كه مىتواند . و در عزل علم قاضى به عزل او شرط است ، پس اگر پيش از علم به عزل حكمى كرده باشد صحيح است . و اگر قاضى بعد از عزل دعوى نمايد كه در فلان معامله حكم كرده بودم قول او را قبول نمىكنند مگر به گواه گذرانيدن ، و اگر پيش از عزل دعوى كند قولش مقبول است .

--> [ 1 ] - به ظنّ حاصل از شياع ثابت نمىشود على الاحوط . ( تويسركانى ) * اكتفاء به ظنّ ثابت نيست . ( صدر ) * بلكه علم . ( يزدى ) [ 2 ] اقوى قبول است اگر ثابت شود كه خطّ امام است . ( تويسركانى ) [ 3 ] در صورتى كه منصوب از جانب امام عليه السلام او را تعيين كرده باشد . ( نخجوانى ، يزدى )