الشيخ البهائي العاملي
772
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
سوم : بعد از طعام هر گاه آروغ زند سر به سوى آسمان كردن . چهارم : مربّع نشستن در وقت طعام خوردن ، چه در حديث آمده كه : مربَّع نشستن را خداى تعالى دوست نمىدارد « 1 » . پنجم : پسر خود را همراه بردن ، هر گاه او را تنها به مهمانى طلبيده باشند . [ 1 ] ششم : طعام خوردن بهدست چپ با اختيار . هفتم : طعام خوردن در حالتى كه راه روند . هشتم : اجابت كردن دعوت طعامى كه جهت ختنهء دختران پخته باشند . نهم : نان را به كارد يا غير آن بريدن ، يا در زير كاسه نهادن . دهم : پاك كردن استخوان از گوشت ، چه در حديث آمده كه : جنّيّان را در آن نصيبىهست ، پس اگر تمامگوشت او را بخورند آنچه در آن خانه بهتر است مىبرند « 2 » . يازدهم : هر روز گوشت خوردن ، و در خوردن روزى دو مرتبه كراهت بيشتر است . دوازدهم : زياده از چهل روز ترك خوردن گوشت كردن . سيزدهم : گوشت نيم پخته خوردن . چهاردهم : مرد پير را گرسنه خوابيدن . پانزدهم : فراخ دستى كردن در معاش ، هر گاه مفلس باشد . [ 2 ] شانزدهم : مهمان را خدمت فرمودن . هفدهم : ترك كردن چيزى خوردن در وقت شام ، چه در حديث آمده كه : آن
--> [ 1 ] بلكه در بعض احوال حرام است . ( تويسركانى ) * بلكه در بعضى احوال شايد حرام بوده باشد . ( صدر ) * با عدم علم به رضاى صاحب خانه حرام است . ( يزدى ) [ 2 ] بلكه در بعض اوقات حرام است . ( تويسركانى ) * بلكه در بعضى اوقات شايد حرام بوده باشد . ( صدر ) ( 1 ) كافى 6 : 272 ، حديث 10 . وسائل 24 : 257 ، حديث 2 . ( 2 ) كافى 6 : 322 ، حديث 1 . وسائل 24 : 402 ، حديث 1 .