الشيخ البهائي العاملي

769

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

بيست و يكم : اوّل نماز كردن هر گاه طعام در وقت نماز حاضر شود و وقت نماز وسعت داشته باشد مگر آنكه جماعتى انتظار او كشند . بيست و دوم : بعد از طعام خوردن برپشت افتادن و پاى راست را بربالاى پاى چپ نهادن . بيست و سوم : بعد از هرسه روز يك بار گوشت خوردن . بيست و چهارم : خلال جهت مهمان حاضر ساختن بعد از طعام خوردن ، و خلال كردن بعد از طعام خوردن و بيرون آوردن آنچه در بيخ دندان مانده باشد . بيست و پنجم : سبزيها با طعام آوردن ، چه در حديث آمده كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام چنين مىكردند « 1 » . بيست و ششم : پيش از طعام ابتدا به نمك كردن ، و بعد از طعام ختم به سركه يا نمك نمودن . بيست و هفتم : دهن را بعد از طعام به سُعد - يعنى به مشك زمين كه بتركى بتلاق گويند - شستن چه در حديث آمده كه : دفع درد دندان [ و دهن را خوشبو ] « 2 » مىكند [ و بواسير را نيز نافع است و قوّهء جماع نيز مىدهد ] « 3 » . بيست و هشتم : جمع كردن آنچه در دستارخوان ( سفره ) ريخته باشد اگر در خانه طعام خورده باشند ، و گذاشتن آنچه در آن ريخته باشد اگر در صحرا طعام خورده باشند . بيست و نهم : شب سير خوابيدن مرد پير ، چه در حديث آمده كه : هرگاه مرد پير شب بخوابد و شكم او سير باشد باعث آن مىشود كه شب خواب كند و بوى دهن او نيك شود « 4 » . سيم : خوردن آنچه از طعام در دستارخوان ( سفره ) ريخته باشد ، چه در حديث

--> ( 1 ) كافى 6 : 362 ، حديث 2 . وسائل 24 : 419 ، حديث 1 . ( 2 ) كافى 6 : 378 ، حديث 3 و 4 . وسائل 24 : 427 ، حديث 2 و 3 . ( 3 ) آنچه در بين علامت‌ها است در بعضى از نسخه‌ها نيست . ( 4 ) من لا يحضره الفقيه 3 : 359 ، حديث 4271 . كافى 6 : 288 ، حديث 4 . وسائل 24 : 332 و 334 ، حديث 1 و 5 .