الشيخ البهائي العاملي

76

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

امّا دوازده امر واجب : اوّل‌آنكه : مكان تيمّم غصبى نباشد [ 1 ] به‌طريقى كه در وضو [ 2 ] مذكور شد . دوم‌آنكه : آنچه به آن تيمّم مىكنند خاك باشد چه اصحّ [ 3 ] آن است كه تيمّم به سنگ و آجر و مانند آن درست نيست . سوم‌آنكه : خاك تيمّم طاهر باشد . چهارم‌آنكه : غصبى نباشد . پنجم‌آنكه : ممزوج نباشد به‌غير خاك ، پس اگر ممزوج باشد به حيثيتّى كه نام خاك برآن اطلاق نشود تيمّم بر او درست نيست . ششم‌آنكه : اعضاى تيمّم قبل از تيمّم كردن طاهر باشد . هفتم : نيّت است ، به اين طريق كه : تيمّم مىكنم تيمّم واجب [ 4 ] بدل وضو جهت

--> [ 1 ] همچنين فضائى كه در آن واقع مىشود . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] و غصبى نبودن فضا نيز به طريقى است كه در وضو گذشت . ( صدر ) * گذشت در وضو كه محلّ ايستادن اگر غصب باشد ضرر ندارد و در اينجا نيز اگر فضائى كه دست در آن حركت مىكند غصب نباشد ضرر ندارد . ( مازندرانى ) [ 3 ] اين احوط است . ( تويسركانى ) * اصحّ بودن در غير از آجر محلّ نظر است . ( خراسانى ) * بنابر احوط و اقوى جواز تيمّم به سنگ و كلوخ و رمل و نحو آن است ، بلى تيمّم به آجر مشكل است مثل گچ و نوره و نحو آنها . ( دهكردى ، يزدى ) * اقوى صحّت تيمّم است به سنگ و ريگ و مانند آنها ، بلى ترك نمودن تيمّم بر گچ و نوره و مانند آنها احوط است . ( كوهكمره‌اى ) * بنابر احتياط در صورت تمكّن از خاك . ( مازندرانى ) * اقوى جواز تيمّم به سنگ و كلوخ و رمل و نحو آن است ، و احوط اين است كه اوّل به خاك خالص تيمّم كند ، بعد بر زمين ، بعد به ريگ ، بعد به سنگ ، بعد به غبار ، بعد به گل ، بلى تيمّم به آجر مشكل است ، مثل گچ و نوره و نحوهما . ( نخجوانى ) [ 4 ] قصد وجوب و بدليّت و اباحه لازم نيست ، بلكه قصد قربت كافى است . ( تويسركانى ) * نيّت وجوب و استباحه و بدليّت ، هيچ يك واجب نيست . ( خراسانى )