الشيخ البهائي العاملي

695

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

اكْبَرْ » « 1 » آنگاه نام طفل را ببرد و گوسفند را ذبح كند . هفدهم : آنكه اعضاى آن گوسفند يا شتر را از هم جدا كنند ، چه شكستن استخوانهاى آن مكروه است . هجدهم : عقيقه كردن طفل بعد از بالغ شدن به جهت خود اگر داند كه پدر عقيقهء او نكرده است . [ 1 ] نوزدهم : مباركباد گفتن كسى را كه فرزندى بهم رسيده باشد براى او . بيستم : خوردن بِهْ زن حامله را ، چه در حديث آمده كه : هر زن حامله‌اى كه بِه بخورد طفل او خوبروى و خوش طبع باشد « 2 » . ) بيست و يكم : خرما خوردن زن حامله در وقت ديدن نفاس ، چه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه : فرزند او در اين حالت از حكما گردد « 3 » و در بعضى احاديث وارد شده كه : اگر رطب خورد فرزند او حكيم شود « 4 » . ) بيست و دوم : پيچيدن طفل به خرقهء سفيد . و امّا آن شش امر مكروه : اوّل : كنيت كردن ابوالقاسم طفلى را كه نام او محمّد كرده باشند ، و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند . « 5 » ) دوم : نام طفل را حكيم يا خالد يا حارث يا ضرار يا مالك كردن . سوم : كنيت طفل را ابوحكيم يا ابومالك يا ابوعيسى كردن . چهارم : موى سر طفل را اندكى تراشيدن و اندكى گذاشتن .

--> [ 1 ] يا نداند كه عقيقه كرده يا نه . ( نخجوانى ) ( 1 ) كافى 6 : 31 ، حديث 4 . وسائل 21 : 426 ، حديث 2 . ( 2 ) كافى 6 : 22 ، حديث 1 . وسائل 21 : 402 ، حديث 1 . ( 3 ) كافى 6 : 22 ، حديث 3 . وسائل 21 : 403 ، حديث 3 . ( 4 ) كافى 6 : 22 ، حديث 4 . وسائل 21 : 402 و 403 ، حديث 1 . ( 5 ) ابن حمزه ، وسيله : 315 .