الشيخ البهائي العاملي
518
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
يككس بيش نباشد او را شفعه مىرسد « 1 » و در صورتى كه بيع وقف اولادى جايز است - چنانچه در باب وقف گذشت « 2 » - شريك [ 1 ] او شفعه [ 2 ] مىگيرد . هشتم آنكه [ 3 ] : يكى از دو شريك مقدّم باشد در خريدن ، چه هرگاه هردو بهيكدفعه خريده باشند ، هيچكدام را شفعه نمىرسد و همچنين در صورتىكه يكى پيشتر خريده باشد متاخّر را شفعه نمىرسد . نهم آنكه [ 4 ] : آن شخصى كه شفعه مىطلبد مىبايد كه عالم به قيمت [ 5 ] آن باشد وعالم بهقيمتى كه شريك او آن را فروخته است نيز باشد ، چه با جهالتِ هردو او را شفعه گرفتن صحيح نيست . [ 6 ] دهم آنكه : قادر باشد برقيمت دادن و گرفتن آن ، پس اگر قادر نباشد يا قادر باشد و قيمت ندهد شفعه ساقط است . امّا اگر گويد كه قيمت آن را حاضر ندارم و غايب است صبركنتاحاضر سازممهلتش دهد تا زمانىكه حاضر سازد درآن زمان وسهروزِ ديگر [ 7 ] مگر آنكه در مهلت ضررى به مشترى رسد ، چه در اين صورت شفعه ساقط است .
--> [ 1 ] يعنى در صورتىكه حصّهء شريك ملك طلق است عكس مسألهء سابقه در اين مسأله فرق ما بين اتحاد موقوف عليه و تعدّد او نگذاشتهاند ، بلكه فرق ما بين وقف عامّ و خاصّ هم نگذاشتهاند ، مسأله خالى از اشكال نيست . ( نخجوانى ) [ 2 ] احوط عدم ثبوت شفعه است در اين صورت نيز . ( تويسركانى ) * احوط نگرفتن شفعه است در اين صورت نيز . ( صدر ) [ 3 ] اين شرط معتبر نيست ، چنانچه گذشت در حاشيه سابقه در اوّل باب . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 4 ] دليل واضحى بر اعتبار اين شرط نيست لكن احوط است . ( تويسركانى ) [ 5 ] علم به قيمت شرط نيست بلا اشكال و امّا علم به قيمتى كه شريك فروخته است به آن ، پس هر چند جماعتى اعتبار كردهاند ، لكن خالى از اشكال نيست ، هر چند احوط است . ( دهكردى ، يزدى ) [ 6 ] معلوم نيست . ( صدر ) [ 7 ] مراعات احتياط در اين مقام مطلوب است . ( تويسركانى ) ( 1 ) سيّدمرتضى ، انتصار : 457 . ( 2 ) در صفحهء : 368 .