الشيخ البهائي العاملي
484
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
بايد شد چون خريدن ملك و بنده و شتر . شانزدهم : بىفايده در بازار گرديدن . هفدهم : متوجّه كارهاى ظالمان شدن . هجدهم : امين ساختن شراب خوار را . نوزدهم : برداشتن متاع به آستين ، چه آن محلّ ضايع شدن متاع است . بيستم : نسبت دادن فايده و نقصان به اصل مايه ، چنانچه گويد كه : اصل مايهء من صد دينار است و هر ده دينار را يك دينار مىخواهم . [ 1 ] بيست و يكم : سفر دريا كردن جهت تجارت ، هر گاه ظن غالب سلامتى باشد يعنى در غيرتلاطم امواج دريا . بيست و دوم آنكه : بايع اگر ميان مشتريان تفاوت نهد آنكس كه تفاوت جهت او واقع شده قبول تفاوت كند . بيست و سوم : بسيار بيكار گرديدن . بيست و چهارم : تجارت كردن به مالى كه احتمال حرام و حلال داشته باشد ، چون مال كسىكه رباخوار باشد يا به مالى كه جاهل به حال آن باشد . بيست و پنجم : ديدن غلام و كنيز قيمت خود را در وقت خريدن . بيست و ششم : زينت دادن مال خود را بهقصد آنكه جاهلى به آن رغبت كند . امّا اگر آن عادت او شده باشد نه بهقصد مذكور جايز است . امّا آن نُه امرى كه حرام است : اوّل : زياده خريدن و كم فروختن [ 2 ] آنچه به كيل و وزن درآيد . دوم : مغشوش ساختن به چيزى كه ظاهر نباشد .
--> [ 1 ] بلكه بگويد : صد تومان خريدم و صد و ده مىفروشم . ( دهكردى ) * بلكه هرگاه بيع مرابحه مىكند بايد بگويد : اصل مايه صد دينار است و ده دينار مىگيرم . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 2 ] يعنى بيع جنس ربوى به همان جنس متفاضلًا . ( يزدى )