الشيخ البهائي العاملي
462
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
هفتم : كفّارهء خلاف كردنِ عهد [ 1 ] و آن مانند كفّارهء خلاف كردنِ سوگند است . و بعضى از مجتهدين برآنند [ 2 ] كه اگر عهد روزه است ، كفّارهء آن چون كفّارهء افطار ماه رمضان است ، و اگر غير صوم است مثل كفّارهء سوگند خوردن است « 1 » . هشتم : كفّارهء كندن زن گيسوى خود را و خراشيدن روى خود را در مصيبت ، و آن مثل كفّارهء سوگند خوردن است . نهم : كفّارهءكسىكه جامهء خود را از براى مردنفرزند خود يا زنخود پارهكند ، و آن چون كفّارهء سوگند خوردن است و اگرچه زن مُتعه باشد [ 3 ] امّا اگر از براى كنيز يا جهتِ غيرمصيبت پارهكند ، كفّاره ندارد . و بعضى از مجتهدين اينها را نيز حرام مىدانند « 2 » . [ 4 ] دهم : كفّارهء كشتن مسلمانى به ناحقّ عمداً ، و كفّارهء آن كفّارهء جمع است ؛ يعنى هرسه خصال كفّاره در آن واجب است . يازدهم : كفّارهء افطار روزى از ماه رمضان بر چيزى حرام ، چه نزد اكثر مجتهدين در آن نيز هرسه خصال كفّاره واجب است . [ 5 ] دوازدهم : كفّارهء كسىكه زن شوهردار يا زنى را كه در عدّه باشد نكاح كند ، آن است كه از او مفارقت كند و پنج من [ 6 ] گندم به وزن تبريز تصدّق نمايد . و بعضى از
--> [ 1 ] - احوط اين است كه كفّارهء خلاف عهد كردن مثل كفّارهء افطار شهر رمضان است . ( تويسركانى ) [ 2 ] اقوى اين است كه مثل كفّارهء افطار شهر رمضان است . ( دهكردى ، يزدى ) [ 3 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 4 ] اين احوط است . ( تويسركانى ) [ 5 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) * و خالى از قوّت نيست . ( دهكردى ، يزدى ) [ 6 ] بلكه پنج صاع از آرد گندم يا جو ، و وجوب آن معلوم نيست هر چند احوط است ، خصوصاًدر زن شوهردار كه مورد نصّ است . ( نخجوانى ، يزدى ) ( 1 ) ابن ادريس ، سرائر 3 : 74 و 75 . سيّدمرتضى ، رسائل 1 : 246 . علّامه ، تحرير 4 : 367 . ( 2 ) نيافتيم .