الشيخ البهائي العاملي
389
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
يعنى مالك شدن مرد يازده كس را : اوّل : پدر . دوم : مادر سوم : جدّ . چهارم : جدّه . پنجم : فرزندان ؛ خواه ذكورو خواه انثى . ششم : فرزند فرزند و هرچند پايين آيد . هفتم : خواهر . هشتم : عمّه . نهم : خاله و هرچند بالا رود . دهم : دختر برادر و هرچند پايين آيد . يازدهم : دختر خواهر و هرچند پايين آيد ، چه هر گاه اينها را كسى مالك شود فىالحال آزاد مىشوند . و در آزاد شدن محرّمات رضاعى برمرد خلاف است ميانهء مجتهدين اشهر آن است كه آزاد مىشوند . و اگر نصف اينها بهسبب خويش آزاد شود آيا نصف ديگر اينها به سرايت آزاد مىشود و قيمت نصف را بهصاحبش مىبايد داد ؟ اصحّ آن است [ 1 ] كه اگر به اختيار مالك شود و مالدار باشد لازم است و اگر بىاختيار مالك شود يا آنكه مفلس باشد لازمنيست . و برزن غير از پدر و مادر هرچند بالا روند و فرزندان هرچند پايين آيند كسى ديگر به خريدن آزاد نمىشود . موقف چهارم عوارض است بدانكه هر گاه يكى از هشت امر عارض شود بنده آزاد مىشود : اوّل آنكه : غلام كور شود ، چه در اين صورت آزاد مىشود . دوم آنكه : جذام بهم رساند . سوم آنكه : برصبهمرساند . [ 2 ] و بعضى از مجتهدين [ 3 ] به اين علّت آزاد نمىدانند . [ 4 ] چهارم آنكه : آقاى غلام بعضى از اعضاى غلام را قطع نمايد ، مثل آنكه گوش
--> [ 1 ] - اين قول احوط است . ( تويسركانى ) [ 2 ] دليلى بر آزاد شدن به برص بر نخورديم و احوط انعتاق است . ( تويسركانى ) [ 3 ] قول اين بعض اقوى است . ( يزدى ) [ 4 ] احوط آن است كه مالك در اين حال او را آزاد نمايد ، چون دليل واضحى بر انعتاق آن به نظر نرسيده . ( دهكردى ، صدر )