الشيخ البهائي العاملي

315

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

چهاردهم : كشتن شپش يا از بدن يا از جامهء خود به‌دور انداختن [ 1 ] . پانزدهم : سرمهء سياه [ 2 ] در چشم كشيدن . شانزدهم : حنا بستن براى زينت [ 3 ] . هفدهم : در آئينه نگاه كردن . هجدهم : دندان كندن [ 4 ] . نوزدهم : سلاح پوشيدن [ 5 ] . بيستم : خون از بدن بيرون آوردن [ 6 ] اگرچه به مسواك كردن باشد ، امّا اگر از خاريدن [ 7 ] خون بيرون آيد قصورى ندارد . بيست و يكم : جدال است [ 8 ] يعنى « لا واللَّه و بلى واللَّه » گفتن مگر به جهت اثبات

--> [ 1 ] حرمت دور كردن از بدن يا جامه معلوم نيست لكن احوط است . ( تويسركانى ) * اين مسأله در غايت اشكال است و آنچه فرموده : از حرمت كشتن و دور انداختن موافق احتياط است البتّه ترك نشود . ( كوهكمره‌اى ) [ 2 ] بلكه غير سياه نيز اگر به قصد زينت باشد . ( دهكردى ، يزدى ) * احوط اجتناب است از غير سياه نيز اگر خوشبو باشد . ( كوهكمره‌اى ) [ 3 ] بلكه مطلقا اگر . . . ( خراسانى ) * بنابر احوط ، بلكه بهتر ترك آن است مطلقا ، بلكه هرگاه قبل از احرام حنا ببندد كه اثر آن بماند مكروه است . ( كوهكمره‌اى ، يزدى ) * بلكه مطلقا بنابر احوط اگر نگوئيم اقوى . ( مازندرانى ) [ 4 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) * بنابر احوط اگرچه اقوى جواز است . ( خراسانى ) * هرگاه موجب خون آمدن شود ، لكن احوط ترك است مطلقا . ( يزدى ) [ 5 ] بلكه همراه داشتن على الاحوط . ( دهكردى ) [ 6 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) * بنابر احوط اگرچه به خاريدن بدن باشد . ( خراسانى ) [ 7 ] اگر مضطرّ باشد به خاريدن . ( دهكردى ، يزدى ) * اگر جرب به نحوى است كه از نخاريدن اذيّت ميرسد به او ، خاريدن كه خون بيايد ضرر ندارد . ( مازندرانى ) [ 8 ] بلكه مطلق قسم خوردن على الاحوط . ( تويسركانى )