الشيخ البهائي العاملي
3
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
[ جامع عباسى ] مقدمهء ناشر به نام خدا و درود بر گرامىترين بنده وآخرين پيامبرش محمّد مصطفى و دودمان پاك او هر كه حق داد نور معرفتش * كائنٌ بائنٌ بود صفتش كتابى كه پيش روى شما خوانندگان عزيز قرار دارد ، رسالهء عمليهء يكى از مجتهدان بنام مذهب شيعه مىباشد كه در اوائل قرن يازدهم به پيشنهاد شاه مقتدر صفوى « شاه عبّاس » نگاشته شده است . شيخ بهاء الدين محمّد « شيخ بهائى » متولّد 953 ، متوفّاى 1031 يكى از چهرههاى درخشان و ماندگار عالم اسلام كه علاوه بر فقه و سائر علوم اسلامى در بسيارى از علوم و فنون زمان خود صاحب نظر بود ، در عين زهد و بىاعتنائى به زخارف مادّى و اهتمام به ارزشهاى معنوى ، در عرصهء امور سياسى و اجتماعى احساس مسئوليّت نموده ، و مصلحت را در آن ديد كه در دستگاه حكومتى صفويّه - كه با شعار اسلام و تشيّع و اجراى عدالت و ادارهء امور جامعه بر اساس قوانين و مقرّرات اسلامى تشكّل يافته بود - نقشى داشته باشد و از اين راه بتواند به ميثاقى كه خداوند از عالمان دينى گرفته است جامهء عمل بپوشاند . مؤلّف عاليقدر اين كتاب پس از بررسى مسائل مذهبى مورد نياز عموم مردم مسلمان تصميم مىگيرد اين كتاب را در بيست باب تنظيم نمايد ، كه پس از نگاشتن پنج باب آن منادى حقّ را لبّيك گفته و به ديار باقى مىشتابد ، سلام و درود خداوندى بر روان پاكش باد . پس ازرحلت شيخ بىبديل ؛ از طرف شاهِ صفوى به يكى از شاگردان فاضل وى ، فقيه گرانمايه مرحوم ملّا محمّد ، معروف به « نظام الدين ساوهاى قدس سره » پيشنهاد اتمام پانزده باب باقيمانده مىشود ، و آن عالم جليل القدر همّت گماشته و با الگو قرار دادن سبك و سياق استاد فقيد خود ابواب باقيماندهء كتاب را به اتمام مىرساند . و از آنجا كه در رتبهء علمى همتاى استاد خويش نبوده است ضعفِ وى در طرح بعضى از مسائل و تسلّط بر دلائل مشهود است ، و بيشتر نقدها - كه نمونههائى از آنها ذكر خواهد شد - متوجّه نوشتههاى اوست