الشيخ البهائي العاملي
231
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
آنكه از اوّل وقت مقدار طهارت و نماز تمام گذشته باشد در اين صورت اين نماز را تمام گزارد و قصر [ 1 ] جايز نيست . و همچنين هر گاه از سفر به وطن آيد و از وقت نماز مقدار طهارت و يك ركعت مانده باشد نماز را تمام بگزارد . پنجم آنكه : كثيرالسفر نباشد [ 2 ] يعنى در عرف او را كثيرالسفر [ 3 ] نگويند مثل مُكارى وملّاح ، و بعضى از مجتهدين [ 4 ] برآنند كه وقتى كثيرالسفر مىشود كه سه سفر
--> * اين شرط نيست بلكه مدار به وقت بجا آوردن نماز است ، پس اگر در اوّل وقت در سفر بود قبل از رسيدن به حدّ ترخّص بخواند شكسته بعد كه حاضر شد اعاده نمىخواهد و اگر نخواند و حاضر نشد تمام مىكند ، چنانچه در اوّل وقت اگر حاضر بود و مقدار اداء نماز گذشت و بجا نياورد بعد مسافر شد قصراً بجا آورد . ( مازندرانى ) [ 1 ] - اقوى جواز قصر است در اين صورت و جواز اتمام است در صورت ثانيه ، و احوط در ايندو صورت جمع ما بين قصر و اتمام است . ( تويسركانى ) * مناط در قصر و اتمام حال نماز كردن است ، پس هرگاه نماز را بعد از گذشتن از حدّ ترخّص بكند قصر كند ، هرچند مقدار طهارت و نماز تمام گذشته باشد ، چنانچه در رجوع هرگاه پيش از وصول به حدّ ترخّص باشد قصر كند و اگر بعد از آن يا بعد از ورود به منزل باشد تمام كند . ( دهكردى ، يزدى ) * قصر جايز بلكه ظاهراً لازم است ، ولى به ملاحظهء بعض اخبار ديگرى كه در اين مقام وارد شده تمام را نيز بجاى آورد . ( صدر ) * بلكه قصر واجب و تمام جايز نيست . ( كوهكمرهاى ) [ 2 ] مدار در كثير السفر بر اين است كه در عرف نگويند كه عمل و شغل او سفر نيست و در اينوقت لازم است بر او تمام به شرط آن كه ده روز در بلد خود اقامت نكند و اگر ده روز يا بيشتر اقامت كند لازم است قصر . ( تويسركانى ) * يعنى شخصى كه سفر عمل و شغل او بوده باشد . ( خراسانى ) [ 3 ] مناط اين آن است كه صدق كند كه سفر كردن شغل و عمل اواست ، پس بعد از صدق تمام مىكند هرچند اين صدق در اثناء سفر اوّل باشد از جهت طول آن ، بلى هرگاه در منزل خود يا در مكان ديگر ده روز ماند و اگر چه بدون قصد باشد حكم كثرت منقطع مىشود و محتاج است به سر گرفتن . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 4 ] چنين است كه فرمودند : در سفر سوم تمام كند و در سفر دوم احوط جمع است بينقصر و اتمام . ( مازندرانى )