الشيخ البهائي العاملي
137
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
دوم : حرفها را از مخارج مقرّره اخراج نمودن . سوم : اعْراب الفاظ [ 1 ] و تشديد را ملاحظه كردن . چهارم : موافق يكى از هفت قراءت مشهور [ 2 ] خواندن ، و لازم نيست كه از اوّل تا آخر بهيك قراءت بخواند ، پس اگر بعضى را مثلًا به قراءت عاصم و بعضى را بهقراءت حمزه و بعضى را به قرءات باقى قُرّاء بخواند جايز است ، بلكه سنّت است [ 3 ] كه در قرآن خواندن التزام يك قراءت نكند . پنجم : مقدّم داشتن فاتحه بر سوره ، پس اگر به سهو سوره را مقدّم دارد نوبت ديگر بعد از فاتحه سوره را بخواند ، و اگر عمداً سوره را مقدّم دارد نماز باطل است [ 4 ] . ششم : آنكه در ميان الفاظ قراءت فاصله واقع نشود [ 5 ] خواه سكوت طويل ، و خواه به يك كلمه كه غير قرآن و دعا باشد . امّا فاصلهء به هريك از قرآن و دعا جايز
--> [ 1 ] يعنى تلفّظ نكند به غير اعراب كلمه ، مثل اينكه مرفوع را منصوب بخواند ، و مراد دانستن اعراب نيست ، وهم تلفّظ بهاعرابلازمنيست ، اگر وقفكند بركلمه صحيحاست . ( مازندرانى ) [ 2 ] بنابر احوط . ( خراسانى ، يزدى ) * بايد قرائت صحيح باشد به قواعد شرعيّه ، پس اگر فرض شود خواندن كلمه به قواعد عربيّه صحيح است ، لكن موافق يكى از قرائت سبع نيست ظاهراً مجزى باشد . ( دهكردى ) * احوط ترك موافقت قرائت ابى جعفر و يعقوب و خلف است ، چنانچه موافقت قرائت باقى نيز احوط است . ( كوهكمرهاى ) [ 3 ] سنّت بودن اين محلّ تأمّل است . ( خراسانى ) [ 4 ] اگر اكتفاء به آن نمايد ، يا برگردد به عدم قصد امتثال امر ، وإلّا باطل نيست على الاصحّ ، به خصوص اگر اعراض نمايد از آن ، اگر چه اعادهء صلات احوط است . ( خراسانى ) [ 5 ] اين شرط قرائت بودن مشكل است ، زيرا كه سكوت طويل اگر ماحى صورت صلات استنماز فاسد است ، اگرنه ضرر به قرائت و ضرر به نماز ندارد و لفظ اگر كلام آدمى است مبطل نماز است و اگر سهو است ضرر به هيچ يك ندارد . ( مازندرانى ) * اين شرط قرائت بودن مشكل است ، زيرا كه سكوت طويل اگر ماحى صورت صلات است نماز فاسد است ، اگر نه ضرر به قرائت ندارد ، ضرر به نماز ندارد ، و لفظ اگر كلام آدمى است عمداً مبطل نماز است ، و اگر سهو است ضرر به هيچ يك ندارد مگر طورى شود كه انتظام قرائت و صدق قرائت بودن برود . ( نخجوانى )