السيد الطباطبائي
26
تعاليم اسلام ( فارسى )
است تا آنان كه نمىتوانند به طور تخصصى و عميق مسائل اسلامى را بررسى كنند ، آگاهى اندكى داشته باشند . يكى از شيوههاى ارزشمند براى گسترش فرهنگ و علوم دينى ، سادهنويسى است ، اين روش براى همگانى شدن دانشهاى بشرى پديد آمده است تا پرده ابهام و دشوارى را از رخساره پارهاى از علوم و فنون تخصصى و پيچيده بردارد و فهم آن را براى همگان آسان سازد . هر علم و موضوعى را ، هرچند فنى باشد ، مىتوان به زبانى بازگو كرد و نوشت كه هر كس در فراخور حال و به اندازه گسترش و ژرفاى انديشه خويش ، از آن طرفى بر بندد و دريافتى نسبى داشته باشد . اين شيوه را به بهترين شكل در قرآن مىبينيم . در قرآن پيچيدهترين مسائل بشرى ، در موضوعات دقيق و سطح بالاى متافيزيكى و انسانى ، معاد و سرانجامِ سير انسان و حالات انسان پس از مرگ و . . . به سادهترين گويشها ترسيم شده است . برشمردن نمونههايى از اين فرازهاى پر بار قرآن فرصتى مىخواهد كه تنها يكى دو نمونه ياد مىشود . قرآن در استدلال براى معاد و زندگى پس از مرگ ، در عين استوارى و منطقى بودن ، ساده و كوتاه و همه كس فهم سخن مىگويد : « قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ » « 1 » . هنگامى كه سؤال مىكنند كيست كه استخوانهاى پوسيده را دوباره زنده كند ؟ پاسخ مىدهد : آن كس كه در آغاز آن را حيات بخشيده است ، اين چنين قدرتى دارد . استدلال بسيار مهم و سخنى اصولى و برهانى است . آن قدرت كه همه چيز را از عالم نيستى به جهان هستى در آورد ، توان دارد كه پس از پراكندگى اجزاء ، ديگر بار آن را گردهم آورد و چون آغاز ، حيات دوباره ببخشد . گويند حكيم فارابى گفته است : اى كاش ارسطو بود و اين برهان قرآنى را به او
--> ( 1 ) . يس ، آيه 78