السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

61

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

سخن را تصديق نكند ! ) « 1 » اسلام به اين نكته توجه داشته كه تربيت اخلاق و غرايز فرد كه اصل و ريشهء جامعه است ، در صورتى كه اخلاق و غرايز معارض و متضاد در جامعه وجود داشته باشد - جز به اندازهء بسيار كم كه در مقام مقايسه و ارزيابى ، هيچ ارزشى ندارد - به نتيجهء مطلوب نمىرسد ، زيرا اخلاق و غرايز اجتماعى ، نيرومند و مسلط بر فرد است . بر اين اساس ، اسلام ، مهم‌ترين احكام ، دستورها و قانون گذارىهاى خود ، مانند حج ، نماز ، جهاد ، انفاق و بالاخره تقواى دينى را براساس جامعه استوار كرده است . اسلام ، هدف جامعه اسلامى و هر جامعه ديگرى را كه طبعاً بىنياز از داشتن يك هدف مشترك نيست ، نيك‌بختى واقعى و قرب و منزلت در پيشگاه خدا قرار داده است . چنين هدفى اگر در جامعه وجود داشته باشد ، به‌صورت يك مراقب باطنى خواهد بود كه علاوه بر حفظ ظاهر انسان ، سرشت و نهاد آدمى هم از ديد او مخفى نخواهد ماند و بدين ترتيب خود همين هدف ، ضامن حفظ احكام اسلامى خواهد بود . البته قواى حكومت اسلامى كه حافظ شعاير عمومى و حدود دين است و هم‌چنين فريضهء عمومى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر را نيز بايد به نيروى باطنى بالا اضافه كنيم . بدين ترتيب مشاهده مىشود كه جامعه ، علاوه بر آن كه از نظر ظاهرى حافظ دارد ، از باطن و اندرون نيز نگهبان دارد و اگر كوچك‌ترين انحرافى از ديد رهبران جامعه و جمعيت امر به معروف و نهى از منكر پنهان بماند ، از ديدهء رقيت باطنى مخفى

--> ( 1 ) . جمله داخل پرانتز از حضرت مؤلف - قدس‌سره - است . اين نكته را كه استاد در پرانتز آورده‌اند ، حاكى از روان‌شناسى ويژهء ايشان است